مادر، تو رو به خدا دیگر لخت نشو!
سینمای عامهپسند، اواخر دهه چهل، بر مدار فروش گیشه حرکت میکرد؛ رویکردی که بیشترین آسیب را به بازیگران زن وارد آورد. فروزان که با گنج قارون به نماد جذابیت جنسی سینما تبدیل شده بود، با انتشار نامهای منسوب به پسرش در سال ۱۳۵۰، با حقیقت تلخ طرد اجتماعی روبهرو شد. بازخوانی این نامه، بازتابدهنده بحران هویت ستارههایی است که میان شهرت و مسئولیت مادری سرگردان بودند؛ نامهای جنجالی که به احتمال بالا مهمترین عامل خروج فروزان از سینمای جنسی شد.
هوشنگ امینی، قاتل سریالی دهه چهل
صفحه حوادث در دوران اوج روزنامهها، محل تلاقی جنایت، ترس و تخیل عمومی بود. در این میان، قتلهای سریالی بیش از هر موضوع دیگری ظرفیت آن را داشتند که از یک پرونده قضایی فراتر بروند و به بحرانی اجتماعی بدل شوند؛ پرونده هوشنگ امینی یکی از مهمترین نمونههای این وضعیت است که به پرونده هولناکش در این یادداشت پرداختهایم.
«خاکستری» نماد سینمای عصیانگر
«خاکستری» یکی از جنجالیترین و در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین آثار سینمای موج نو در سال ۱۳۵۶ است. مجید صفار در این اثر با تکیه بر کارکتر نمادین سعید راد، پرترهای از سرگشتگی و سرخوردگی نسلی را ترسیم میکند که از عصیان دست به مبارزه مسلحانه میبرند. این یادداشت با استناد به اسناد و گفتگوهای مطبوعاتی آن دوره (از جمله مصاحبههای علی عباسی و سعید راد)، لایههای پنهان سیاسی، شکست تجاری فیلم در گیشه و شایعاتی که پشت صحنه آن را به متن جامعه کشاند، بررسی میکند.