طی دوران دستگیری تا اینکه قاضی حکم اعدام را برای وی در نظر بگیرد جراید ایرانی خود را متوجه نخستین زن اعدامی در ایران میکنند. گویا «ایران شریفی» نخستین زن ایرانی است که قرار است بهوسیله اعدام مجازات شود: «دیوانعالی کشور که آخرین مرجع رسیدگی است ایران شریفی را مستحق مجازات مرگ دانست و حکم دادگاه عالی جنایی تهران را تایید کرد. با این تایید بود که ایران شریفی هفتۀ گذشته رودرروی «کمرگ» قرار گرفت. بدین ترتیب نخستین زن ایرانی است که روبروی مرگ قرار گرفته و باید اعدام شود. منتها هنوز نحوۀ مرگش روشن نیست. اعدام زن در ایران بلااشکال است؛ ولی در تاریخ دادگستری جدید هنوز زنی اعدام نشده است. تنها دیوانعالی کشور و وزیر دادگستری میتوانند ایران شریفی را از اعدام نجات دهند. تا آخر وقت امروز ایران شریفی که ظهر دیروز بهوسیله شعبۀ اول دادگاه جنایی تهران به دو بار اعدام محکوم شد تقاضای فرجام نکرده بود. حکم دادگاه با اکثریت آراء صادر شده است. یعنی اکثریت نظر به اعدام و اقلیت نظر به حبس ابد وی داشتهاند. استدلال اقلیت این بود که ایران از عمل خود پشیمان شده است و میتوان در مجازات او یک درجه تخفیف قائل شد. دادستان به استناد ماده 170 قانون مجازات عمومی برای ایران تقاضای مجازات اعدام کرده است در طول دادرسی آقای اخوت دادیار استان از کیفرخواست دفاع کرد. آقای محمد قهاری وکیل تسخیری ایران تلاش بسیار کرد تا ثابت کند اراده این زن در قتل زهره و فاطمه مدخلیت نداشته است. بهعبارتدیگر با سبقِ تصمیم آنها را نکشته؛ بلکه عواملی که خارج از اراده او بوده و روی اعصابش تأثیر داشته باعث فوت دو کودک شده است. از اظهارات وکیل چنین بر میآید که باید عوامل ربودن کودکان مورد بررسی قرار گیرد و باتوجهبه آن مجازات تعیین شود. (5)»

در مورد شخصیتشناسی ایران شریفی آنچه پیداست حسادت شدید زنانه در وی است. وی ضمن اینکه در طول چهل سال زندگی دارای شوهران متعدد بوده است و درعینحال عیاشیهای خارج از خانواده نیز داشته است، به نظر میرسد که به دلیل فقر گسترده در سالهای کودکی این خصلت ضداجتماعی را در خود ملکه ساخته بود. چنانچه در صحنۀ دادگاه و با وجود کشتن دو کودک احساس گناهی از وی سرنزده و حتی در صحنۀ مرگ دو کودک نیز دست از عیاشی برنداشته است. روزنامۀ اطلاعات دربارۀ خصایل شخصیتی وی چنین میگوید: «ماجرای زندگی بانو ایران در طول دوران بازجویی اغلب گریه میکرد. او درباره ماجرای زندگی خود گفت. اولین شوهرم مرد خوبی بود، همیشه به او احترام میگذاشتم و در کنارش احساس خوشبختی میکردم؛ ولی بر اثر دخالت دیگران و مخصوصاً برادرم از او جدا شدم و همین امر مقدمۀ بدبختی من شد. پس از طلاق من دیگر آن دختری که با هزار امید و آرزو به خانه شوهر رفت نبودم. زندگیم پر از غم شده بود. شوهران بعدی نتوانستند مرا خوشبخت کنند تا اینکه با رمضان پدر فاطمه و زهره که اکنون همه مرا متهم به قتل آن دو میدانند آشنا شدم. او با وجود اینکه زن داشت مرا به عقد خود درآورد. برای اینکه سایۀ شوهر بالای سرم باشد با رمضان زندگی میکردم؛ ولی آزار و اذیت او باعث شد که طلاق بگیرم و آواره و بی پناه شوم. پس از جداشدن از رمضان دیگر زندگی برایم مفهومی نداشت. به خوشبختی زن و شوهرها حسد میبردم و هر وقت زنوشوهری را با هم میدیدم. غم و اندوه زایدالوصف سراسر وجودم را میگرفت. (6)»
روزنامۀ اطلاعات در جای دیگری در مورد خصایل شخصیتی ایران شریفی به مسئله فرافکنی ذهنی او میپردازد: «مردم مسبب اصلی قتل زهره و فاطمه پدر آنها بود. او به من بدی کرد. من خودم 7 فرزند دارم. او همچنین از بعضی پلاژداران بندر پهلوی انتقاد کرد و کوشید ثابت کند اگر آنها با تهدید وی را وارد بساط عرقخوری خود نکرده بودند شاید زهره زنده میماند. (5)» اینکه یک قاتل قسیالقلب پس از ورود به زندگی یک مرد متاهل زمینه ساز فروپاشی خانوادگی وی حتی به قیمت قتل فرزندان بشود این برآیند خصایل شخصیتی ایران شریفی است که چه بسا بهدلیل محرومیت در سنین کودکی و ازدواجهای اجباری در محیط خانواده حال خود را محق میداند تا دو فرزند شوهر سابقش را به قتل برساند و عذاب وجدانی از این بابت نداشته باشد.
و اما نکته جالب دیگر تفاوت روایت دو نشریه «سپید و سیاه» و «اطلاعات» از روند اعدام ایران شریفی است. نشریۀ سپید و سیاه یک روایت عامهپسند از ماجرا به همراه جزئیات ارائه میدهد و نکته جالب اینکه ایران شریفی را در قامت یک فرد دیوصفت تصویر میکند که چهبسا با فضای سنتی ایران دهه 1350 خوانایی دارد. فضایی که زن متهم اصلی است. در مقابل روایت روزنامۀ اطلاعات برآیند یک نوع جانبداری از ایران شریفی میباشد که چه بسا این روایت همزمان با یک روایت فمنیستی است که در سطح بخشی از جامعه وجود دارد. روزنامۀ اطلاعات سعی دارد تا شریفی را یک فرد معمولی روایت کند تا جاییکه ایران شریفی را با لفظ «بانو» خطاب میکند و او را فردی مودب و منطقی به تصویر میکشد: «ایران شریفی زنی چهل ساله است که سواد خواندن و نوشتن را دارد. میگوید صدها بیت از حفظ است. زنی گندمگون با قدی متوسط و کمی چاق است. لهجۀ غلیظ تهرانی دارد. حاضر جواب است و ضمن صحبت همیشه از ضربالمثل استفاده میکند. در دادگاه بیش از سوالی که از او میشد پاسخ میگفت و همیشه حاشیه میرفت و جامعه را مقصر میدانست. قیافه بیتفاوتی داشت. ابداً گریه نکرد زیاد متاثر هم نبود... قیافه بانو ایران طوری است که کسی باور نمیکند او مرتکب جرمی بشود. در اولین برخورد تصور یک زن خانهدار در بیننده پدید میآید. (6)».

منابع:
5- روزنامه اطلاعات، 2 شهریور 1350، ص18
6- روزنامه اطلاعات، 21 آذر 1349، ص18
نویسنده: سیدنیما موسوی