شهید کامران نجات اللهی
نجات اللهی بعد از ظهر پس از ناهار روی بالکن آمد. او میخواست حرکتهای داخل خیابان را شاهد باشد. ولی همان لحظه صدای شلیک به گوش رسید...
سینما، مهمان مردم یا طبقۀ اشراف؟؛ سلسله یادداشتهای «صدای پای سینما» ʁ)
حضور سینما در متن زندگی مردم در دهۀ چهل و پنجاه این تصور غلط را ایجاد میکند که سینما از ابتدای ورود به ایران، در میان مردم و در دسترس همگان بود. درحالیکه پای سینما نه برای سرگرمی عمومی بلکه به دستور شاه فقط برای تفریح دربار به ایران باز شد و تا سالها فقط وسیله تفریح درباریان بود...
سینما، سایهای بر فکر و خیال؛ از عشق به سینما تا مسخ فرهنگی
اهل سلطه برای تسخیر دیگران از طریق ضعفها و نقصهای آنان وارد عمل میشوند. خرگوش را با هویج، موش را با پنیر، و کبوتر را با دانه میفریبند؛ دیدن فیلمهای «بروس لی»، «جیمز باند» و یا «رمبو» میتواند مخاطب مستعد را از طریق پاسخهایی که به نیازهای کاذب قوه غضبیّهاش میدهد، از خود بیگانه کند و به تسخیر کامل بکشاند ...
جنسیسازی سینما و بازتابهای اجتماعی آن؛ جامعه در برابر برهنگی هنرمندان
یکی از طرفداران رامش: «از او بخواهید جواب بدهد از متانت و برازندگی چه ضرری دید که اینچنین بهسوی بیپروایی و خودنمایی نوسان پیدا کرد؟ آیا فکر میکند که اگر همرنگ جماعت نشود از قافله عقب میماند؟ آیا وحشت دارد که اگر به موج رسوای تننمایی چهرههای زن هنری تسلیم نشود، به هنرش، به شهرتش و به محبوبیتش لطمه میخورد؟ اگر چنین افکاری در سر دارد باید بداند که سخت در اشتباه است زیرا ما او را به خاطر متانت و شخصیتش دوست داشتیم.»