حوادث و جنایات

اقلیما انصاری
اقلیما انصاری

سه پرواز از یک آشیانه

پدر، در حال کار بود که صحبت همکارانش را با هم شنید... «میگن یه درمانگاه توی خیابون رسالت میناب رو زدن.» توجهش به صحبت‌ها جلب شد و دست از کار کشید. بی‌اختیار گوش تیز کرد. درمانگاه، نزدیک مدرسه‌ بچه‌هایش بود...
اقلیما انصاری
اقلیما انصاری

جاویدالاثر هفت ساله

کمی از ساعت 11 گذشته بود که از مدرسه‌ ماکان زنگ زدند و گفتند که برای بردنش به مدرسه بروند. پدر پرسید: «کی بود؟» مادر درحالی‌‎که شماره‌ای را می‌گرفت گفت: «از مدرسه‌ شجره طیبه بود. گفتن برای بردن ماکان بریم مدرسه. زنگ بزنم سرویسش بره بیاردش.» هنوز مادر نگران نشده بود؛ چون آرامش شهر را دیده بود و خیالش راحت بود. بعدش هم پسرش را به منطقه‌ی نظامی و استراتژیک که نفرستاده بود؛ ماکان هفت‌ساله‌اش در کلاس درس نشسته بود و داشت الفبا را یاد می‌گرفت. تماس را قطع کرد و خیالش که از برگشت ماکان با سرویس به خانه راحت شد، دوباره به آشپزخانه بازگشت. در حال‌وهوای خودش بود که صدایی به گوشش رسید. چیزی شبیه انفجار...
محمدعلی نبی نژاد
محمدعلی نبی نژاد

پیوند یک قرن مقاومت؛ از نبرد دلوار تا حضور امروز در دریا

سال ۱۲۹۴، هنگامی‌که ناوهای جنگی بریتانیا در آب‌های بوشهر لنگر انداختند و دولت مرکزی ایران توان دفاعی نداشت، به‌نظر می‌رسید دشمن مثل آب ‌خوردن جنوب را تصرف کند؛ اما در دلوار، مردی بدون مسئولیت رسمی و فقط با تکیه بر اعتماد مردم، معادله‌ای را که قدرت‌های بزرگ نوشته بودند به چالش کشید. مقاومت رئیسعلی دلواری، روایتی بود که از دل آن، سنتی از ایستادگی در سواحل جنوب شکل گرفت؛ روایتی که هنوز هم پرقدرت در حافظه تاریخی این سرزمین وجود دارد. برای خواندن میراثی که رئیسعلی، برای ما به‌جای گذاشته، یادداشت را کامل مطالعه بفرمایید.
جعفر علیخانی
جعفر علیخانی

آشوب زیر سایه نفوذ: از کودتای ۲۸ مرداد تا غبار فتنه دی‌ماه ۱۴۰۴

تاریخ معاصر ایران، کتابی است که در آن می‌توان تکرار الگوهای مداخله‌گری و ایستادگی را به وضوح مشاهده کرد. اگرچه میان مرداد ۱۳۳۲ و دی ماه ۱۴۰۴ بیش از هفت‌دهه فاصله است؛ اما بررسی دقیق این دو برهه تاریخی، شباهت‌های جالبی را در طراحی نبردهای خیابانی و نقش عوامل بیگانه آشکار می‌کند. برای درک بهتر، باید از کف خیابان و از جایی شروع کرد که صدای اعتراضات مردمی به ناگاه با فریاد آشوب مزدوران گره خورد.
جعفر علیخانی
جعفر علیخانی

واکاوی واکنش مردمی در دو برهه حساس؛ چرا ایران ۱۴۰۴ شبیه ایران ۱۳۲۰ نشد؟

پدیده‌های اجتماعی از طریق مقایسه بایکدیگر عمیق‌تر فهم می‌شوند. فهم زوایای اجتماعی «جنگ رمضان» که در آن حضور داریم نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ در مقام مقایسه، این یادداشت به این پرسش پاسخ خواهد داد که: رفتار اجتماعی و تاب‌آوری مردم در تجاوز شهریور 1320 با جنگ رمضان 1404 چه تفاوتی بایکدیگر دارند؟
جعفر علیخانی
جعفر علیخانی

ایران در دو پهنه‌ تلاطم؛ از اشغال تا ایستادگی در برابر تهاجم

ایران، در طول قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم، دو بار طعم تلخ بحران‌های بزرگ بین‌المللی را چشید؛ یک بار در شامگاه جنگ جهانی دوم و بار دیگر در آستانه‌ نهم اسفند ۱۴۰۴ که با تجاوز نظامی مستقیم امریکا و اسرائیل همراه ‌شد. این دو مقطع، گرچه نمایشگر فشار خارجی بر پیکر سرزمینمان بوده‌اند، اما در عمق تحلیل، تفاوت‌های شگرفی باهم داشتند. در این یادداشت به تفاوت این دو مقطع می‌پردازیم.
محمدمهدی حسین‌زاده
محمدمهدی حسین‌زاده

تیموری که برای کشتن لنگ نبود!

روزنامه‌ها هفته‌ای چندبار عکس او را در صفحه اول به چاپ می‌رساندند. خود شما حدس می‌زنید که آن بنزنشین پرهیبت که در یقۀ پر از یراق و برگ زیتون و تاج و ستارۀ اونیفرم رسمی و آبی‌رنگ فرورفته بود که بود؟ تیمسار تیمور بختیار معاون نخست‌وزیر و سرپرست سازمان اطلاعات و امنیت کشور که به ضیافت رسمی کاخ صاحب‌قرانیه می‌رفت. سیبیل باریک و مرتب و نگاه خشمگین و تعلیمی او را که از پنجرۀ اتومبیل بیرون‌آمده بود هرگز نتوانسته‌ام از خاطر ببرم.
محمدمهدی حسین‌زاده
محمدمهدی حسین‌زاده

«سازمان جهنمی ساواک 1»؛ پسا کودتا

پس از فرونشستن گردوخاک کودتای ۲۸ مرداد، ایران به‌ظاهر آرام شده بود؛ اما زیر پوست شهر، ترس و واهمه دل‌ها را می‌لرزاند. شاه، از رُم بازگشته بود و سازمانی مخوف به‌ نام «ساواک» را به دنیا آورد؛ سازمانی که قرار بود حتی زمزمه‌های مخالفت را نیز خاموش کند. این سلسله‌یادداشت‌ها از مخوف‌ترین سازمان امنیتی کشور با شما سخن خواهد گفت.
سید نیما موسوی
سید نیما موسوی

فرازمینی‌ها بر فراز تهران (قسمت دوم)

شامگاه ۲۹ شهریور ۱۳۵۵، گزارش‌های متعددی از رؤیت یک شیء نورانی ناشناس در آسمان تهران به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد مخابره شد. این گزارش‌ها به پرواز دو جنگندۀ فانتوم از پایگاه شاهرخی همدان انجامید؛ پروازهایی که با وجود تعقیب مستقیم، به شناسایی شیء مرموز منتهی نشد. روایت حاضر، بر اساس گزارش رسمی روزنامۀ اطلاعات، به بازخوانی یکی از شب‌های اسرارآمیز تهران می‌پردازد.
سید نیما موسوی
سید نیما موسوی

فرازمینی‌ها بر فراز تهران (قسمت اول)

بشقاب‌پرنده‌ها قبل از آن‌که به پردۀ سینما و سریال‌های هالیوودی راه پیدا کنند، وارد صفحات روزنامه‌ها شدند. در ایران، این اتفاق شهریور ۱۳۵۵ رخ داد؛ شبی که جت‌های مافوق‌صوت به تعقیب «یک شیء ناشناس» برخاستند و تهران برای ساعاتی درگیر ترسی شد که هم واقعی بود، هم ساخته‌شده. از آن پس تیتر بشقاب‌پرنده‌ها روی تیتر اصلی روزنامه‌ها نشست.
سید نیما موسوی
سید نیما موسوی

دیو سپید (1)

در بهمن‌ماه سال 1350، برف مرگباری در ایران باریدن گرفت که به عنوان مرگبارترین کولاکِ تاریخ در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد. در این بارش سنگین، مناطقی از ایران به طور کامل زیر برف مدفون شد و در عین ناباوری 4 هزار نفر کشته شدند. این سلسله یادداشت‌ها در سه شماره به واکاوی این فاجعۀ تاریخی می‌پردازد.
سید نیما موسوی
سید نیما موسوی

دیو سپید (3)

شاه و درباریان همه ساله از حدود 20 ژانویه برای اسکی و سایر تفریحات به سوئیس می‌رفتند و در ماه مارس به ایران بازمی‌گشتند تا تعطیلات بهاری خود را در ویلاهای کرانه دریای خزر بگذرانند. این سفر در سال 1350 با بارش سنگین برف مصادف شد؛ اما برخلاف انتظار، شاه حتی سفر خود را کوتاه هم نکرد و صدها تن از مردم بر اثر این بحران جان باختند. این یادداشت روایتی غم‌‎آور از یخ‌زدگی مردم در زمستان 1350 و تفریح اسکی شاه در سوئیس را بیان می‌کند.
سید نیما موسوی
سید نیما موسوی

دیو سپید (2)

در سال 1350 برف، شهرهای مشهد، قوچان، شیروان، بجنورد، درگز، سبزوار، نیشابور، تربت حیدریه، تایباد، فریمان، تربت جام، سرخس و کلات را به محاصره درآورده و نرخ مایحتاج عمومی در این شهرها تا چند برابر افزایش یافته است. در این فاجعه ملی «شاه» کجاست و به چه کاری مشغول است؟ در این یادداشت روایتی از این بحران تاریخی و نقش شاه در حل آن را خواهیم خواند.
Powered by TayaCMS