صفحۀ حوادث از دیرباز محبوبترین بخش صفحات نشریات بوده است. این صفحات ضمن اینکه روایتی جذاب از وقایع پیش آمده در زندگی روزمره خوانندگان را نشان میداده است درعینحال زمینهای را فراهم میکرد تا جذابیت یک نشریه نیز حفظ شود. نقش صفحۀ حوادث در مطبوعات پیش از انقلاب را شاید بتوان با نقش صفحۀ اندیشه در روزنامههای دوم خرداد مقایسه کرد؛ جایی که منازعات فکری میانۀ دهۀ 1370 جا پای خود را در مطبوعات ایران میگذاشت. صفحۀ حوادث ضمن اینکه کارکرد سرگرمکنندگی برای مخاطب و جذابیت یک رمان پلیسی برای روزنامهها و جراید را داشته، خصلت آموزشی برای شهروندان جهت مقابلۀ با خطرات زندگی شهری نیز داشته است. از همین رو نقش صفحۀ حوادث مطبوعات در سالهای پس از انقلاب سفید بسیار حائز اهمیت است و از دیدگاه تاریخی، یک مردمشناسی عامیانه از وقایع را به چشم یک پژوهشگر تاریخی میآورد. چنانچه با مطالعۀ صفحۀ حوادث در سالهای دهۀ 1340 و 1350 میتوان شمای کلی از زندگی اجتماعی و دغدغههای عمومی و نیز چالشهای زندگی عمومی در آن سالها را فهمید. حال جذابترین بخش صفحۀ حوادث، مربوط به حوادث جنایی است که ضمن داشتن جذابیت، خواندن یک رمان پلیسی میتواند کارکرد مردمشناسانه و جامعهشناسانه نیز داشته باشد ضمن اینکه در قالب تبلیغات دولتی نیز کارکرد پروپاگاندای نیروی امنیتی را نیز دارد.
اهمیت دیگر بخش جنایی صفحات حوادث نسبت این جنایات با ساختار دولت توتالیتر پهلوی بود. دولت پهلوی بهمثابة یک دولت توتالیتر که محصول موج جهانی توتالیتاریسم بین دو جنگ جهانی است؛ از مجازات عمومی بهعنوان عرصهای برای بهکارگیری اقتدار خود در جامعه بهره میبرد و ازاینرو بهکارگیری مجازات اعدام در قوانین رسمی نیز برای نخستینبار در عصر پهلوی رخ داد که در واقع این کارکرد نیز مرتبط با کارویژه امنیتی دولت توتالیتر پهلوی است. به طور مثال در تبیین تاریخی مجازات اعدام، آن را باید همسو با دولت مدرن و ریشههای آن دانست. در تفکر دولت مدرن، دولت بهمثابة یک ساختار عقلانیت بروکراتیک قرار دارد و تخطی از هنجار دولت بهمثابۀ امر شایسته مجازات شناخته میشود. دولت پهلوی بهعنوان عرصۀ ساخت دولت مدرن در تاریخ ایران، مجازات اعدام را وارد قوانین مجازات کشور کرد (1). ریشه اعدام را شاید بتوان معاصر با تولد عدلیه در زمان ناصرالدین شاه خواند؛ زمانیکه ساختار دولت مدرن در ایران بهوسیله منوّرالفکران در حال ایجاد بود. با تکوین دولت مدرن بهوسیله پهلوی و بهوجود آمدن ساختار عرفی قضایی، مجازات اعدام در قانون مجازات سال 1310 وارد قوانین رسمی کشور شد. ولی با عبور از ساختار توتالیتر قدرت مجازات اعدام نیز کمرنگ شد. و مجازات بهجای جنبۀ عمومی بیشتر جنبۀ خصوصی پیدا کرد. پروندۀ «ایران شریفی» جدای از قساوت قلبی قاتل برای دستگاه قضایی نوین ایران نخستین اعدام زن در تاریخ عدلیه نوین ایرانی محسوب میشد.
یکی از جنجالیترین پروندههای جنایی تاریخ قرن 1300 شمسی، پروندۀ اعدام «ایران شریفی» نخستین زنی است که در ایران با مجازات اعدام مواجه شد. ایران شریفی زنی حدودا چهلساله بود که سابقه چندینبار ازدواج را داشت و در یک اقدام جنونآمیز فرزندان یکی از شوهران سابق خود را به قتل میرساند و تبدیل به نخستین زن معدوم در ایران میشود. دستگیری ایران شریفی در آذر 1349 رخ میدهد:

«شب گذشته، مأموران کلانتری 14 تهران، ایران شریفی را که از 3 ماه قبل به اتهام ربودن و سر به نیست کردن دو دختر خردسال شوهر سابقش تحت تعقیب بود، در خانۀ شماره 10 کوچۀ تقوی کوی اتابک غربی واقع در خیابان خراسان دستگیر کردند. گروه فعالیت وسیع خود را برای یافتن او آغاز کرده بود. بعد از ظهر دیروز این گروه اطلاع یافت که ایران در خانۀ شماره 10 کوچه تقوی زندگی میکند. با این اطلاع افراد گروه مورد بحث به سرپرستی سروان پویا افسر کلانتریِ چهارده خود را به این خانه رساندند و ایران را دستگیر کردند. وی در مورد ربودن فاطمه و زهره گفت که فاطمه را در چاهی در کرج انداخته و زهره را نیز در بندر پهلوی سر به نیست کرده است. با این اعتراف افسران کلانتری مطمئن شدند که ایران دست خود را به دو قتل آلوده است. (2)»
البته این را باید مدنظر داشت که دستگیری ایران شریفی پس از آن انجام شد که «عباس» رانندۀ وی دستگیر شد و مأموران پلیس پس از دستگیری عباس که در واقع دوست ایران هم بوده توانستند محل اختفای وی را بیابند، عباس در جلسه بازجویی از خود در کلانتری شمیران چنین میگوید: «ایران از مدتها قبل با من آشنایی داشت و گهگاهی با هم به گردش میرفتیم. مدتی بود از او اطلاع نداشتم تا اینکه چند روز قبل تلفنی به من اطلاع داد که جلوی خانه شماره 205 او را ملاقات کنم. من با اتومبیل برادرش که در اختیارم بود مقابل خانه شماره 205 رفتم. ایران سوار اتومبیل شد و درحالیکه مضطرب به نظر میرسید به من گفت به طرف تهران برو... در خیابان حسینیۀ ارشاد، ایران از اتومبیل پیاده شد و از من خداحافظی کرد.(3)»

منابع:
- محمد صالح اسفندیاری، مطالعه جامعهشناختی تحول شیوههای مجازات اعدام، مطالعات حقوق تطبیقی، دوره 11، بهار و تابستان 1399، ص15
- روزنامه اطلاعات، 21 آذر 1349، ص18
- روزنامه اطلاعات، 23 مهر 1349
نویسنده: سیدنیما موسوی