دهۀ شصت به لحاظ سیاسی و اقتصادی، دهۀ سختی برای ایران بوده است. انقلابی نوپا که از طرفی جنگی سخت با عراق به او تحمیل شده و از طرف دیگر، درگیر گروهکهای مسلح و تجزیهطلب داخلی است. سیاستمداران و اندیشمندان ترازِ اولش در این دهه ترور و شهید شدند و این خلأ بزرگی به لحاظ سیاسی برای انقلاب ایجاد میکرد. آمریکا و کشورهای بزرگ و قدرتمند برای او خطونشان میکشیدند و این دهه آغازگر تحریمهای اقتصادی ایران توسط این کشورها و هزاران مشکل داخلی و خارجی دیگر بود؛ اما با همۀ این مشکلات، انقلاب به پشتوانه و همراهی جامعه و مردم از این دهۀ سخت عبور کرد.
اینکه مردم با همۀ آن مشکلات و سختیها پشتیبان انقلابشان بودند دلایل مختلف و متعددی میتواند داشته باشد که بررسی همۀ آنها در این یادداشت کوتاه امکانپذیر نیست. من تنها میخواهم از یک منظر به این مسئله نگاه کنم و آن «در بین مردم بودن» و «با مردم بودن» مسئولین و اطرافیان آنها است. اطرافیانی که بیشتر از آنها بهعنوان «آقازادهها» یاد میشود.
آقازادهها در دهۀ اخیر کم خبرساز نبودهاند و واژۀ آقازاده و صاحبان این واژه نُقل رسانهها، جلسات دادگاهها و محافل مردم بوده است. حتی تعدادی از آنها با حضور در رسانههای مجازی با جذب مخاطب و دنبالکنندههای چند هزارنفری یا میلیونی همراه بودهاند که این نشاندهنده توجه بخشی از جامعه به زندگی این افراد است.
بهطوری که با جستوجوی کلمه «آقازادهها» در اینترنت، بیشتر نتایجی که مشاهده میشود صرفاً مربوط به فسادهای مالی، اخلاقی و رانتهای سیاسی این گروه است. البته این به این معنا نیست که تمام فرزندان مسئولین و افراد برجسته دچار اینگونه مفاسد و رانتها هستند؛ بلکه حاکی از آن است که طیف گستردهای از اخبار و فعالیتهای این گروه که در دهۀ اخیر منتشر شده، بیشتر جنبه منفی داشته تا مثبت.
اما در دهۀ شصت و ایام جنگ تحمیلی ما شاهد خبرسازی متفاوتی از فرزندان و اطرافیان مسئولین و یا همان آقازادهها هستیم. کافی است که قسمت آگهیهای روزنامهها را ورق بزنید تا دقیقاً بدانید منظورم چیست. در آن سالها رسم بر این بوده که در مطبوعات شهادت رزمندگان را اطرافیانشان تسلیت و تبریک میگفتند و در بین این تبریک و تسلیتهای شهادت، کم نیستند از فرزندان و اطرافیان مسئولین وقت. حضور فرزندان و اطرافیان مسئولین دهۀ شصت در جبهۀ جنگ و شهادت و جانبازی آنان نشان میدهد بین آقازادههای آن زمان با مردم عادی جامعه تفاوتی نبوده و اگر سختی و تهدیدی در جامعه وجود داشت مسئولین نیز در آن با مردم سهیم و شریک بودند. این سبک زندگی اگر در بین همۀ مسئولین ادامه داشت و خوی کاخ نشینی و جدایی از مردم در بین بعضی از آنها رسوخ نمیکرد شاید امروز نیز با همۀ مشکلات و سختیها که قطعاً در حد و اندازۀ دهۀ شصت نیست، تعداد بیشتری از مردم با انقلاب و مسئولینش همراه و همگام بودند.
پیامهای تبریک و تسلیتی که در ادامه مشاهده میکنید صرفاً مربوط به یک بازه یکماهه از فروردین سال 63 و 66 است. اگر فرصتی باشد دوست دارم بقیه سالها و ماههای دهۀ شصت را تورق کنم و ببینم در آخر چه تعداد از این پیامهای تبریک شهادت راجع به فرزندان و اطرافیان مسئولین خواهم یافت.
شهادت محمد منافی فرزند نوجوان هادی منافی وزیر بهداشت/ روزنامه اطلاعات 1363/1/5

همان 1363/1/9

شهادت نورالله اختری فرزند نوجوان امامجمعۀ سمنان حاج شیخ عباس اختری/ روزنامه اطلاعات 1366/1/9

همان 1366/1/11

محمدمهدی حسنزاده فرزند نوجوان شیخ علی حسنزاده فرزند امامجمعه بافت/ روزنامه اطلاعات 1366/1/11

جانبازی و قطع پای فرزند حجتالاسلام مهدی کروبی نماینده امام در بنیاد شهید/ روزنامه اطلاعات 1366/1/22

شهادت سید مهدی اکرمی فرزند حجتالاسلام سید رضا اکرمی نماینده سمنان در مجلس شورای اسلامی 1366/1/29

شهادت مجتبی رازبینی فرزند آیتالله محمود رازبینی و برادر حجتالاسلام علی رازبینی رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح/ روزنامه اطلاعات 1366/1/31
