علاوه بر خطر قحطی ارزاق خوراکی و سرمای مرد افکن، بروز بیماریهایی چون سرخک و آنفلونزا نیز سبب مرگومیر شده بود. روزنامه اطلاعات در روز 23 بهمن به شیوع این دو بیماری در روستاهای ناحیه سمیرم میپردازد: « در دهات سمیرم 30 نفر در اثر آنفلونزا و سرخک مردند. بیش از چهل هزار نفر از ساکنان یکصد روستا در حومه سمیرم در محاصره برف هستند و هشتصدهزار دام در معرض نابودی قرار گرفتهاند. این قراء بیش از 50 روز متوالی است که در محاصره برف افتادهاند و ساکنان آن بهعلت بسته بودن راهها با دنیای خارج ارتباط ندارند و از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست. گویا چهار روز قبل بولدوزری که برای برفروبی جاده سمیرم-شهرضا رفته بود در بین راه واژگون شد و خود نیز باعث انسداد مجدد جاده گردید. دیروز یکی از ساکنان روستای سیور به نام عبدالحسین رئیسیان پس از طی مسافتی طولانی پیاده به شهرضا وارد شد و پیام تاثرآوری را به اطلاع مقامات مسئول رساند. او خبر داد بیماریهای سرماخوردگی و آنفولانزا در روستاهای محاصره شده در برف شیوع یافته و همراه با بیماری سرخک صدها نفر را مورد تهدید قرار داده است. وی افزود از 5 روز قبل 12 نفر از افراد بزرگسال و خردسال در دو قریه سیور و رودآباد به علت ابتلا به بیماری انفلونزا و سرخک درگذشتند.(9)»

از دیگر مخاطرات پیرامون برف سنگین سال 50 ورود حیوانات وحشی به نواحی شهری و بعضا حمله به شهروندان بهدلیل گرسنگی بود؛ حیواناتی همچون خوک، کفتار و گرگ با توجه به برف سنگین به مناطق شهری نزدیک شده بودند و بعضا به شهروندان حمله میکردند: « بهدنبال سرمای شدید 85 راس خوک وحشی به پاشاکی حملهور شدند و مردم از شدت ترس به پشت بامها و داخل خانهها فرار کردند. مامورین انتظامی پاشاکی که از جریان حمله خوکها باخبر شده بودند با کمک مردم 81 راس از خودکها را کشتند و 4 خوک دیگر را زنده به دام انداختند. علاوه بر این، خوکهای گرسنه قراء اطراف چالوس را قرق کردهاند و شغالها در نزدیکی جاده چالوس خواب راحت را از ساکنان این منطقه سلب کردهاند. شب گذشته یک دسته گرگ گرسنه به کوی شاه آباد مشهد حمله کردند و ساکنان این منطقه از شدت ترس به خانه های خود پناه بردند . دیروز شهر مشهد یکپارچه تعطیل بود. در تایباد نیز راهها بسته است و مدت بیست روز است از ساکنان شهرنوباخر اطلاعی در دست نیست.(10)»

نکته مهم در این میان برخورد نظام سیاسی با این بلای طبیعی است. بهدلیل متمرکز بودن حکمرانی در شخص شاه میبینیم که تا روز 21 بهمن و آستانه ورود شاه به کشور حتی خبر چندانی از این برف سهمگین شنیده نمیشود. در حالیکه برف از روز 14 بهمن 1350 در حال باریدن بوده است. ستاد امدادی نخست وزیر در 21 بهمن و آستانه ورود شاه تاسیس میشود و شاه خود در 22 بهمن از سفر تفریحی سوییس باز میگردد. مینو صمیمی مترجم سفارت ایران در سوییس وقایع پیرامون سفر شاه به سن موریتس همزمان با زلزله را نقل کرده است: « شاه و درباریان نیز از جمله افرادی بودند که همه ساله از حدود 20 ژانویه برای اسکی و سایر تفریحات به سوییس میآمدند و بعدا در ماه مارس به ایران بازمیگشتند تا تعطیلات بهاری خود را در ویلاهای کرانه دریای خزر بگذرانند. در بین پیستهای مختلف اسکی سوییس، دربار ایران معمولا سن موریتس را انتخاب میکردند که گرچه محلی است بسیار لوکس و پرهزینه ولی دسترسی به آن از بقیه تفرجگاههای زمستانی سوییس مشکلتر است..... نکته حائز اهمیت در جریان سفرهای تفریحی شاه به سوییس این بود که اکثر تصمیمهای مهم سیاسی ایران در سن موریتس گرفته میشد چنین حالتی باعث شده بود سن موریتس به صورت میعادگاه سران کشور اعم از لشگری و کشوری درآید و در حقیقت به گونهای پایتخت زمستانی ایران را به خود بگیرد.(11)».
شاه در 22 بهمن به تهران رسید و در اولین اقدام ارتش را جهت کمک به مردم برف زده بسیج کرد: « به امر شاهنشاه برای کمک به محاصره شدگان نیروهای زرهی ارتش وارد عمل شدند. شاهنشاه آریامهر این اوامر را پس از دریافت گزارش بستهشدن راهها و حوادث برف و سرما صادر فرمودند. در این گزارش تمام حوادث ناشی از برف بعرض رسید. اوامر شاهنشاه از دیروز به کلیه واحدهای ارتش شاهنشاهی که دارای نیروی زرهی میباشند ابلاغ شد و این نیروبرها در صورت مراجعه استانداران و فرمانداران کل بلافاصله عملیات خود را آغاز خواهند کرد. تیمسار سپهبد فاضلی سرپرست ستاد امدادی نخست وزیر عصر دیروز در یک گفتگوی تلفنی به خبرنگار ما گفت در همان ساعت اول اطلاع از واقعه کوهین دستور داده شد از رشت اتومبیلها وسایل آب و برق سد شهبانو فرح و از قزوین تراکتور و گریدرمهندسی ارتش به طرف منطقه یخزده حرکت کنند. در تمام مدتی که ماموران راه و ارتش و ژاندارمری و سازمانهای دیگر دولتی برای باز کردن راه مشغول بودند از مرکز قزوین با هلیکوپتر به محاصره شدگان غذا، دارو و سوخت رسانده میشد. سه هلیکوپتر ارتشی برای دو هزار نفر محاصره شدگان در برف و سرما، نان و خرما و کشمش، گردو ودارو حمل میکرد و از آن طرف قریب 180 کودک و زن پیر و بیمار به قزوین منتقل میساخت.(12)»

آنچه در باب برف بزرگ سال 1350 گفتنی است تضاد بین بخش اداری و عمومی است. شاه بهعنوان مهمترین عضو بخش سیاسی و راس هرم قدرت است. سفرهای پرخرج تفریحی به سوییس درحالی انجام میشد که این سفر مصادف با برف سال 1350 4هزار کشته داد. در یک هفته آغازین شاهد یک نوع سانسور در بیان ماجرا هستیم. مطبوعات در یک هفته آغازین اشارهای به ابعاد اجرا نمیکنند و از بیستم بهمنماه ابعاد فاجعه آمیز برف سال 1350 به پیشخوان مطبوعات میرسد. 21 بهمن ستاد امدادی نخستوزیر به ریاست سپهبد تفضلی تشکیل میشود و در 22 بهمن شاه به ایران میرسد. گویی بخش سیاسی و بخش عرفی جامعه در دو جزیره جدا از یکدیگر سیر میکنند. یکی به دنبال سفر تفریحی است و دیگری درگیر فاجعه برف. صفحه نخست روزنامه اطلاعات در تاریخ 24 بهمن 1350 بهدرستی نشان از این دوگانگی دارد. بخش راست صفحه از تلفات شدید برف در استانهای مختلف میگوید و واقعهای که در حد یک عزای ملی است و سمت چپ صفحه اول از سفرهای تفریحی شاه به سوییس و علاقه وافر او به اسکی. روزنامه اطلاعات در 24 بهمن ضمن فاجعه نگاری برف سهمگین در مورد علاقه شاه به اسکی در صفحه اول خود چنین مینویسد: « شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو که برای استفاده از تعطیلات سالیانه اینک در سن موریتس بسر میبرند. ساعاتی را نیز در روز به ورزش اسکی در ارتفاعات پربرف سن موریتس میگذرانند.در میان ورزشهای مختلف شاهنشاه به ورزش اسکی علاقه خاصی دارند و این امر در وجود والاحضرت ولیعهد و دیگر والاحضرتها نیز علاقه بهخصوصی نسبت به اسکی تولید نموده است. (13)»

منابع و مآخذ:
9- روزنامه اطلاعات، 23 بهمن 1350، ص4
10- روزنامه اطلاعات، 23 بهمن 1350، ص12
11- مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات موسسه اطلاعات، تهران، 1382، ص99-111
۱۲- روزنامه اطلاعات، ۲۳ بهمن ۱۳۵۰، ص ۲۱
12- روزنامه اطلاعات، 24 بهمن 1350، ص1.
نویسنده: سیدنیما موسوی