سیدنیما موسوی
تاثیر اصل چهارم ترومن در ایران
پس از جنگ دوم جهانی و آغاز جنگ سرد، برای مقابله با افزایش سلطه شوروی، طرحی موسوم اصل چهار ترومن مطرح شد. ترومن، چهار اصل را در جریان نطق افتتاحیهاش بیان کرد که عبارت بود از: حمایت از جامعه ملل و برنامه تجدید حیات اروپا، کمکهای دفاعی و نظامی و نیز بالاخره اجرای برنامه شجاعانه برای رشد علمی کشورهای توسعهنیافته که بخش آخر آن شامل ایران هم میشد. در واقع آمریکا با دنبالکردن این سیاست بهدنبال جلوگیری از نفوذ شوروی و حزب توده در ایران و همینطور کمک به بهرهبرداری از مواد خام و توسعه تجارت در جهان سوم بود. در جریان سفر شاه به امریکا در سال 1949 بیانیه مشترکی مبنی بر ادامه کمکهای نظامی اعلام شد و همچنین آمریکا قول مساعد داد تا از دریافت وام بهوسیله ایران حمایت کند.(1) این مهم، درست همزمان با آغاز ریاست «ابوالحسن ابتهاج» در سازمان برنامهوبودجه بود.
از سوی دیگر باتوجهبه اینکه پیمان امنیتی بغداد در حال امضا بود، ایران با سه کشور همسایه باید وارد همکاریهای راهبردی میشد؛ عراق، پاکستان و ترکیه. این سه کشور همسایه بودند. پاکستان بهعنوان زائدهای بر همسایه متخاصم خود یعنی هند، به دنبال اتحاد با ایران در همه زمینهها بود. وجود بندر چابهار باعث عریضشدن پهنای ژئوپلیتیکی پاکستان در نزاع با هند میشد تا جایی که در دهه 1970 شاه قصد داشت تا بندر چابهار را تبدیل به واسطه کمک غرب به پاکستان در نزاع با هند کند و حتی در همان برهه، شاه تصمیم داشت طبق «دکترین نیلگون» ایران و پاکستان تبدیل به یک کنفدراسیون مشترک همچون جمهوری متحد عربی که کنفدراسیون مشترک سوریه و مصر بود، بشوند.(2) از همین رو برنامه اصل چهار ترومن در منطقه کرمان و بلوچستان که نقطه اتصال جغرافیایی ایران به پاکستان بود و حتی توسعه بندر چابهار را نیز در برمیگرفت دارای اهمیت بود.
دادشاه و یک قتل سیاسی
داستان «مرغ بلوچ» مربوط به «دادشاه» یک یاغی بلوچ است که در فروردینماه 1336 اقدام به قتل «کوین کارول» رئیس اداره اصل چهارم ترومن در کرمان میکند. دادشاه، یک یاغی راهزن بود که در پیرامون ایرانشهر زندگی میکرد و از دهه 1320 بین او و نیروهای ژاندارمری زد و خورد وجود داشت. او و قبیلهاش مدام از طریق مرزهای صعبالعبور از ایران به پاکستان در رفتوآمد بودند. کشتهشدن رئیس اصل چهار کرمان همزمان با آغاز همکاری ایران و غرب ذیل اصل چهار ترومن و نیز همسویی ایران و پاکستان در بحبوحه پیمان بغداد (سنتو) باعث شد تا این قتل اهمیت سیاسی فراوانی در آن روزها پیدا کند تا جایی که حتی پس از انقلاب هم فیلم «دادشاه» با بازی سعید راد در سال 1365 ساخته شد.
در این یادداشت با روایت روزنامه اطلاعات در همان ایام حادثه همراه خواهیم شد:
«به موجب آخرین تلگراف خبرنگار ما از ایرانشهر درباره حادثه تنگه سرخه، جنازه مقتولین عبارت بودند از کارول، رئیس اصل چهار کرمان و ویلسن کارمند بنگاه عمران و مهندس شمس مترجم و راننده که از تنگه سرخه توسط دادشاه سارق مقتول شده بودند، از محل حادثه حمل و ساعت یک بعدازظهر روز گذشته وارد ایرانشهر شده است.
تا ظهر امروز از خانم کارول که توسط سارقین ربوده شده است، کوچکترین اطلاعی در دست نیست. بهطوری که اظهار شده است، در مسیری که راهزنان فرار کردهاند به فواصل تکههای کاغذ بر روی زمین مشاهده شده و گویا زن آمریکایی این کاغذپارهها را در فواصل مختلف به زمین انداخته و به این وسیله از مسیری که او را بردهاند اثری باقی گذاشته است. مامورین انتظامی امیدوارند که بتوانند از این طریق و سایر اقدامات محرمانه دیگری که بهعمل آوردهاند، محل اختفای راهزنان را هر چه زودتر پیدا نمایند و از این ماجرای عجیب پرده بردارند. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای ارتش شاهنشاهی مِنجمله سواران نظامی شب گذشته برای تعقیب راهزنان به حرکت درآمدهاند. محافل دولتی اظهار میدارند که رئیس راهزنان مذکور یک ماجراجوی شصتساله بهنام دادشاه میباشد و عدهای او را دشمن شماره یک کشور ایران میدانند. (3)»

جالب اینکه کشتن دو نیروی آمریکایی موجب شد تا روزنامه، دادشاه را دشمن درجه یک کشور ایران خطاب کند. این در فضایی است که تنها راه توسعه از نظر پهلوی کمکهای امریکایی بود و جالبتر اینکه هزار سرباز پلیس در منطقه جنوب شرقی ایران در جستجوی سارقینی بودند که دو نفر امریکایی وابسته به اداره اصل چهار را کشتهاند. آیا پلیس در دهه سی برای پیدا کردن مجرمین دیگر هم هزار پلیس بسیج میکرد یا به اینخاطر که پای آمریکاییان وسط بود پلیس با تمام قوا وارد شد.
«هزار سرباز پلیس در منطقه جنوب شرقی ایران در جستجوی سارقینی که دو نفر امریکایی وابسته به اداره اصل چهار را کشتهاند میباشند. طبق آخرین اطلاع رسیده از ایرانشهر در دنباله کشف ماجرای مقتولین تنگ سرخه و نابودی یک بانوی امریکایی سراسر منطقه بلوچستان تحت محاصره افراد نیروی ارتش و ژاندارمری درآمده است. از طرف ژاندارمری کل کشور یک هنگ که به چندین اکیپ تقسیم شدهاند، با تجهیزات لازم در چندین نقطه بلوچستان مشغول تعقیب سارقین و پیدا کردن بانو کارول هستند.» (4)

سرنوشت آنیتا کارول
گریگوری رئیس هیئت عملیات اقتصادی امریکا در ایران شب گذشته با هواپیمای حامل جسد بانو آنیتا کارول از ایرانشهر به تهران مراجعت کرده بود. ضمن تشکیل یک جلسه مطبوعاتی در اطاق کار استیونس سفارت کبرای امریکا در ایران اطلاعاتی در اطراف اطاق حادثه تنگ سرحه در اخبار خبرنگاران جراید و اندازهای پرده از روی این ماجرای عجیب برداشت (5)».
در ادامه روزنامه اطلاعات از چگونگی یافتن جسد انیتا کارول خبر میدهد: «در دنباله تحقیقات جهت پیداکردن کارول یکی از افسران ژاندارمری که درجه سرگردی داشته بهطرف کوههای اطراف محل حادثه حرکت مینماید. لیکن چون شب فرا میرسد، در یکی از دهات توقف مینمایند و در نتیجه تحقیقاتی از ساکنین به عمل میآورند. افراد دهاتی میگویند از دیروز تابهحال در نزدیکی این کوهها لاشخورهای زیادی دیده میشوند که معلوم است جسد انسان یا حیوان بایستی در آنجا باشد. سرگرد مزبور سحرگاهان به طرف آن نقطه حرکت میکند. ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه صبح روز بعد به محلی که جسد بانو کارول در انجا مخفی شده بود میرسد و ... (6)».

منابع:
- ۱- عبدالله ساجدی، اصل چهار ترومن و گستره فعالیت آن در ایران، پیک نور، سال هفتم، شماره دوم، ص120 و 121
- 2- محمد عامر رانا، ایران و پاکستان تاریخی درهمتنیده، خبرگزاری تسنیم، 16/6/1395
- 3- روزنامه اطلاعات، 8/فروردین/1336 ص14
- 4- روزنامه اطلاعات، 10/ فروردین/1336، ص4
- 5- روزنامه اطلاعات، 12/ فروردین/1336، ص14
- 6- همان