نویسنده: سیدنیما موسوی
بشقابپرندهها عامل ترس جمعی
«ترس جمعی» میتواند توجیهگر نظامهای امنیتی باشد. ساختار امنیتی، بدون ترس عمومی دوام ندارد. کارکرد رمانهای پلیسی و تریلرهای امنیتی بهویژه در هالیوود چنین چیزی است. البته این تمام ماجرا نیست. در جوامع مصرفی، ترس فراتر از واکنش به طبیعت خشن و یا توجیه امنیتی، یک کالای قابل مصرف است. در جوامع مصرفی، ترس دیگر مفهوم الهیاتی، جغرافیایی، طبیعی و حتی مذهبی ندارد؛ بلکه همچون سایر وجوه زندگی بشر یک کالای مصرفی است که انسان نیهیلیست برای هیجان به آن دست مییازد. فیلمهای ترسناک حکم این کالا را در جوامع مصرفی دارد. سری فیلمهای «احضار» در هالیوود و یا ساخت مستندهایی دربارۀ زندگی فرازمینیها میتواند چنین نقشی در جوامع مصرفی داشته باشد.
از زمینههای مهم این ترس جمعی، داستانهای پیرامون فرازمینیها و بشقابپرنده است. البته هنوز هم کیهانشناسانی هستند که بشقابپرنده را قبول دارند. بهطور مثال روایاتی که در مورد تمدن آتلانتیس در میان رودان وجود دارد باعث شده برخی از مورخّین تمدّن بابل و حتی حکومت هیتلر و رایش سوم را ناشی از ارتباط با فرازمینیها و انسان بدانند. در آخرین نمونه حتی «ادوارد اسنودن» کارشناس سابق آژانس امنیت امریکا مدعی شد که فرازمینیها در ارتش امریکا مشغول به کار هستند. پروفسور هشترودی کیهانشناس شهیر ایرانی شاید مهمترین فرد ایرانی باشد که داستان مربوط به بشقابپرندهها را یک داستان حقیقی میانگاشت. وی در 16 اردیبهشت 1346 در مصاحبۀ با روزنامۀ اطلاعات میگوید: «بشقابپرنده را کرّات آسمانی میفرستند و ماموریت بشقابهای پرنده جلوگیری از ورود سفینههای کرۀ زمین به کرات دیگر است و کرّات آسمانی دیگر که در تمدّن از زمین بسیار جلوتر هستند؛ میترسند سفینههای زمینی با خود ویروس و میکروب به فضا ببرند. (1)» این حرف در اوج رقابتهای فضایی شوروی و امریکا در دهۀ 1960 آن هم از زبان یک ریاضیدان و کیهانشناس ایرانی جالب توجّه است.

سقوط بشقابپرنده در امریکا و شوروی
در دوران جنگ سرد، داستانهایی پیرامون سقوط بشقابپرنده در امریکا و شوروی شنیده شد که البته برخی معتقدند این روایات بهوسیلۀ دستگاههای امنیتی تولید شده بود. این دستگاهها به دلیل عدم افشای هواپیماهای جاسوسی، داستانهایی در مورد اشیای پرنده و بشقابپرندهها درست کردند. روزنامۀ نیویورکتایمز در سوم اگوست 1997 به قلم «ویلیام براد» مینویسد: «این فریبها در دهۀ 1950 و 1960 در میان موج یوفو انجام شد. مشاهدههایی که افکار عمومی و بخشهایی از واشنگتن بهصورت رسمی نگران شدند.
گزارشها نشان میدهد که نیروی هوایی میدانست که بیشتر گزارش شهروندان و کارشناسان هوانوردی بر اساس تصور اجمالی از هواپیمای جاسوسیU2 و SR71 است که بسیار بلند پرواز هستند. این هواپیماها در دهه 1950 و 1960 برای عکسبرداری از اهداف دشمن ساخته شدند. از پایگاههای مخفی عمدتاً در کالیفرنیا و نوادا این هواپیماها بارها در سراسر کشور و در نهایت در خارج از کشور به مناطقی در کشورهایی از جمله بریتانیا، آلمان غربی و تایوان پرواز کردند. در حالیکه هواپیماهای مسافربری تجاری در دهۀ 1950 در ارتفاع 30 هزارپا پرواز میکردند؛ پرواز U2 به بیش از 60 هزار پا و پرواز SR71 به بیش از 80 هزار پا یا 15 مایل تقریباً در لبۀ فضا افزایش یافت.
این هواپیماها دوربینهای قدرتمندی برای جاسوسی از تاسیسات نظامی خارجی و تجهیزات الکترونیکی حساس برای ضبط امواج رادیویی و راداری حمل میکردند. هواپیماهای جاسوسی توسط آژانس اطلاعاتی، توسعهیافته و اغلب توسط نیروی هوایی به پرواز در میآیند. نیروی هوایی به جای اذعان به وجود پروازهای فوق محرمانه یا گفتن چیزی در مورد آنها به طور علنی، تصمیم گرفت تا داستانهای نادرستی منتشر کند. بیش از نیمی از گزارشهای یوفو مربوط به اواخر دهۀ 1950 تا 1960 توسط پروازهای شناسایی سرنشیندار بر فراز امریکا بود. این امر باعث شد تا نیروی هوایی به منظور رفع ترس عمومی و حفاظت از یک پروژۀ فوقالعادۀ حساس امنیت ملی، اظهارات گمراهکننده و فریبندهای برای مردم بیان کند. (2)»
خبر سقوط بشقابپرنده در تهران
برخورد جامعۀ ایران با پدیدۀ بشقابپرنده برای نخستینبار از جهت فیلم علمیتخیلی «هجوم ربایندگان جسم» بود که در سال 1955 با بازی «کوین مککارتی» ساخته شد و سالهای پیش از انقلاب در ایران دوبله شد؛ ولی بهصورت ملموس برای نخستینبار در سال 1355 داستان مربوط به فرازمینیها و مشاهدۀ بشقابپرنده بر فراز آسمان تهران تبدیل به یک جنجال مطبوعاتی شد و تاثیر مهمی نیز بر افکار عمومی داشت. روزنامۀ اطلاعات در 28 شهریور 1355 چنین مینویسد: «بشقابپرنده در حومۀ تهران سقوط کرد// نیمۀ شب دیشب دو جت نیروی هوایی شاهنشاهی در ارتفاع 5600 پایی آسمان تهران یک شیء نورانی را که احتمالاً یک بشقابپرنده بود تعقیب کردند. جتها برای تعقیب بشقابپرنده دیوارهای صوتی را شکستند و بهدنبال آن تا ارتفاع 25 هزارپا اوج گرفتند.
حدود ساعت 24 دیشب ماموران برج مراقبت فرودگاه مهرآباد متوجه شدند که یک شیء نورانی در آسمان جنوب تهران حرکت میکند.. ماموران برج اندکی بعد شیء نورانی را در ارتفاع تقریبی 6 هزار پایی دیدند که بهصورت موجی در حرکت است و متناوباً با نورهایی به رنگ سبز، سرخ و آبی به شعاع چندین متر در اطراف خود پخش میکند. برج مراقبت فرودگاه بیدرنگ مراتب را به مراجع مسئول گزارش کرد و بیدرنگ دو هواپیمای جت نیروی هوایی شاهنشاهی به قصد نزدیکشدن به شیء نورانی از روی باند پرواز کردند و بهطرف شیء پیش رفتند.
شیء نورانی با نزدیکشدن هواپیما با سرعت مافوق صوت بهطرف جنوب غربی آسمان تهران پیش رفت و در همین حال از حرکت موجیشکل بهصورت حرکت عمودی افقی درآمد. جتها ناگزیر دیوار صورتی را شکستند و به تعقیب آن پرداختند. در این حال خلبان یکی از جتها ضمن تماس رادیویی با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد اطلاع دادند که جسم دیگری از شیء نورانی جدا شده و در دامنۀ کوههای بیبی شهربانو به زمین سقوط کرده است. خلبان جت، این جسم را منوّر و قطر تقریبی آن را 4.5 متر گزارش کرده است. به دنبال این گزارش ماموران ژاندارمری امینآباد شهر ری ماموریت یافتند تا به جسم جدا شده نزدیک شوند؛ اما ماموران ژاندارمری با وجود جستجوی بسیار در حوالی محلی که خلبان گزارش کرده بود موفق نشدند آن را بیابند و ناگزیر به قرارگاه خود بازگشتند.
خبرنگار ما که در جریان این واقعۀ عجیب قرار داشتند ضمن تماس با مردمی که در آن لحظات در قسمتهای جنوبی آسمان تهران شیء نورانی را دیده بودند؛ نوشته است که بسیاری از رهگذران دقایق بسیار با حیرت و تعجب جتهای نیروی هوایی شاهنشاهی را با شیء نورانی دیدهاند. کارشناسان و آشنایان با مسایل جوّی و کیهانی معتقدند که بدون تردید این شیء نورانی نمونهای از بشقابپرندههای افسانهای است که از سالها پیش تاکنون افکار کیهانشناسان را بهخود مشغول کرده و مطالعات عمیق و مستمری روی آنها جریان دارد. (3)».
