جعفر علیخانی
ویترینسازی از زن
«نمیخواهم بیادب معرفی شوم؛ اما زنان بهرغم آنکه قانوناً مساوی هستند، از نظر توانایی چنین نیستند. مثلاً هرگز از بین زنان، یک میکل آنژ یا باخ برنخاسته! من حتی یک آشپز خوب در بین زنان ندیدهام!» (1)
شاید در نگاه اول، این جملات از سوی شاه تعجب برانگیز باشد؛ اما با واکاوی تاریخ پهلوی روشن خواهد شد که چنین دیدگاهی نه تنها در ذهن شاه، بلکه در تمام حاکمیت پهلوی وجود داشت. با روی کارآمدن پهلوی، به ویژه در دوره محمدرضا شاه، به دلیل ارتباط گسترده با غرب و بازگشت تحصیلکردگان از فرنگ، لایههایی از حضور اجتماعی زنان شکل گرفت؛ اما این حضور، بیش از آنکه ریشه در تحول فرهنگی عمیق داشته باشد، نوعی تجدد ویترینی بود. در این دوران، زن به نمادی برای نشاندادن مدرنبودن حکومت تبدیل شد.
شاه تلاش میکرد با تداوم کشف حجاب و تغییر ظاهر زندگی، نشان دهد کشور مدرن شده است؛ اما در زیر این لایه ظاهری، نگاه ابزاری به شدت حاکم بود. در این دوران، بهویژه در سینمای فیلمفارسی و مجلات عامهپسند، زن هنرمند صرفاً در قامت موجودی برای تحریک جنسی و تبلیغات کالایی به تصویر کشیده میشد. (3) فردوست در خاطرات خود به صراحت از رواج فساد دربار و استفاده ابزاری از زنان در محافل خصوصی و عمومی پرده برمیدارد. (4)
حتی هنرمندان مطرح آن زمان که در فضای رسمی فعالیت میکردند از این نگاه کالایی رنج میبردند. برای مثال، هنرمندانی که در عرصههای نمایشی بودند، همواره از اینکه به جای هنرشان، فیزیک و ظاهرشان ملاک قضاوت بود، گلایه داشتند. این نارضایتی در خاطرات و مصاحبههای بسیاری از آنان مشهود است که چگونه دستگاه فرهنگی پهلوی، هنر زن را در خدمت ابتذال میخواست.
روایت فرخرو پارسا و مینو صمیمی از وضعیت زنان
تنها وزیر زن در دوره پهلوی، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش بود. با بررسی یادداشتهای او میتوان به ساختار فاسد و کارشکنیهای حکومت پهلوی پی برد. پارسا در خاطراتش اشاره میکند که حضور او بیش از آنکه برای تحول در نظام آموزشی باشد، برای نمایش سیاسی شاه در مجامع بینالمللی بود. (5) او از اینکه برنامههای آموزشیاش تحتالشعاع فساد مالی دربار و نفوذ خاندان سلطنتی قرار میگرفت، عمیقاً سرخورده بود. این نشان میدهد که حتی در بالاترین سطوح سیاسی، زن همچنان یک ابزار تبلیغاتی برای مشروعیتبخشی به حکومت محسوب میشد.
«موقعی که میشنیدم ما در کشور از آزادی حق رأی برای انتخاب وکلای مجلس برخورداریم یا میگفتند زنان با استفاده از آزادی اعطا شده میتوانند در انتخابات شرکت کنند، بلافاصله این سؤال به ذهنم میآمد که اصولاً وقتی ساواک همه نمایندگان مجلس را برمیگزیند، چگونه امکان دارد کسی مسئله وجود آزادی حق رأی را باور داشته باشد؟» (6) این سخن مینو صمیمی (منشی فرح دیبا) در دوران انقلاب سفید و تبلیغات اعطای حق رای به زنان، نشاندهنده روی دیگری از نگاه ابزاری به زنان در امور سیاسی است.
در حقیقت، تنها زنانی میتوانستند به مجلس راه یابند که متعلق به قشر خاص یا از طبقه درباری بودند. زنانی میتوانستند به ردههای بالای سیاسی و نمایندگی مجلس دسترسی داشته باشند که بیچون و چرا موافق سیاستهای محمدرضا شاه بودند. (7)
فساد نهادینهشده
در دهه چهل و پنجاه، کابارهها و کلوپهای شبانه به نماد آزادی زن تبدیل شده بودند. درحالیکه این تنها «آزادیِ برهنگی» برای سودآوری سرمایهداری بود، نه «آزادیِ اندیشه». (8) در این دوران، ظلم به زن در قالب فریبنده مد و آزادی غربی پنهان شده بود. زنانی که نمیخواستند در این قالب بگنجند، عملاً از عرصههای اجتماعی حذف یا منزوی میشدند. تضاد بزرگ اینجا بود: درحالیکه نرخ بیسوادی زنان در شهرها و روستاها همچنان بالا بود، مجلات زنانه سرشار از آموزشهای آرایشی و ترویج سبک زندگی مصرفگرایانه غربی بودند.
انقلاب اسلامی و بازتعریف نقش زن
با وقوع انقلاب اسلامی، پارادایم حضور زن در جامعه تغییر کرد. نکته کلیدی اینجاست: انقلاب، مدعی شد که ارزش زن با عفاف حفظ میشود نه با تبرّج. این تغییر نگاه، اگرچه با چالشهایی همراه بود؛ اما منجر به انفجار حضور زنان در عرصههایی شد که پیش از آن در انحصار مردان یا اقلیتی خاص بود.
برخلاف تبلیغات پهلوی که حجاب را مانع پیشرفت میدانست، آمارها پس از انقلاب نشان داد که حجاب برای بخش بزرگی از زنان جامعه ایران، به جای محدودیت، حکم مصونیت ورود به عرصه عمومی را پیدا کرد. خانوادههای متدین که در دوره پهلوی مانع تحصیل دخترانشان در محیطهای بیبندوبار میشدند، پس از انقلاب با امنیت خاطر، راه را برای ورود آنان به دانشگاهها گشودند.
امروز حضور بیش از شصت درصدی زنان در دانشگاه و تخصصهای عالی پزشکی و مهندسی، محصول همین تغییر رویه است. (9) در این دوران، مشاغل اجتماعی از حالت ویترینی خارج شده و به عرصهای برای اثبات توانمندیهای تخصصی تبدیل شدند.
یکی از بارزترین عرصههای تحول، ورزش است. در دوره پهلوی، ورزش زنان محدود به طبقات مرفه و با الگوبرداری کامل از غرب بود که در بسیاری موارد با فرهنگ عمومی جامعه تضاد داشت؛ اما پس از انقلاب، ورزش زنان با رعایت موازین فرهنگی، به سطحی از افتخارآفرینی جهانی رسید که پیش از آن تصورناپذیر بود. مدالهای جهانی و المپیک زنان ایرانی با حجاب اسلامی، ثابت کرد که تننمایی زن نباید معیار انتخاب او باشد؛ این اراده و مهارت اوست که پیروزی میآفریند. این همان نگاه غیرابزاری است که زن را به خاطر خودش و توانمندیاش میستاید، نه برای خوشامد تماشاگر.
منابع:
- ۱- اوریانا فالاچی، مصاحبه اوریانا فالاچی؛ شاه ایران (کتاب مصاحبه با تاریخ)، نشر آواز، ۱۳۵۷، ص ۱۴ به نقل از روح الله حسینیان
- 2- زنان در عصر قاجار، نوشته نیکی کدی، ترجمه عباس مخبر، ص ۸۲
- 3- معتضد، خسرو؛ زن در عصر پهلوی؛ نشر نامک، صص ۴۰۰-۴۵۰
- 4- ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد حسین فردوست، جلد اول، ص ۱۶۴
- 5- زنان در عصر پهلوی، نیلوفر کسری، ص ۲۱۰ (کتاب خاطراتش را دسترسی نداشتم، مجبور شدم منبع دست دوم آدرس بدم، اگه رفتم ژِوهشکده می تونم از کتاب خودش آدرس بدم)
- 6- ریحانه درودی – دربار به روایت دربار – فساد سیاسی – ص88
- 7- ازغندی، علیرضا، ۱۳۸۴، تاریخ تحولات اجتماعی سیاسی ایران، چاپ سوم، تهران، انتشارات سمت، ص ۲۲۱
- 8- تاریخ اجتماعی ایران، مرتضی راوندی، جلد ۱۰، ص ۳۴۵
- 9- کتاب توسعه انسانی ایران، گزارشهای آماری مرکز آمار ایران، سال ۱۴۰۰، ص ۱۱۲

سپید و سیاه – 28 شهریور 1356

28 مرداد 1328 – صدای وطن

20 اردیبهشت 1348 – زن روز