جعفر علیخانی
دوران صفویه؛ پیریزی شربتخانه توسط حکومت
تبار اصلی چایخانههای حرمهای مطهر را باید در «شربتخانه» دوره صفوی یافت. در عصر صفوی، با رسمیشدن مذهب شیعه، تشکیلات آستانه برای نخستینبار ساختاری اداری و موقوفهمحور پیدا کرد. در این دوران، پذیرایی از زائران، به یک وظیفه حکومتی تبدیل شد که برای آن ردیف بودجه مشخصی تعریف میشد.
اسناد متعلق به سال ۱۰۱۲ قمری (دوران شاه عباس اول)، نشان میدهد شربتخانه دارای منصب رسمی به نام «شربتدارباشی» بوده است. وظیفه این بخش، تهیه شربتهای گیاهی، سکنجبین، و عرقیات برای مراسمهای خاص، اعیاد و پذیرایی از بزرگان و زائران در کشیکخانهها بود. (1)
در اسناد این دوره، لیستهای خرید بسیار دقیقی وجود دارد. هزینههای خرید «زعفران، عسل، سرکه، و عرقیات دوآتشه» برای شربتخانه از محل موقوفاتی چون «موقوفه عتیق علیبن احمد» تأمین میشد. در آن زمان، چای هنوز در فرهنگ عمومی ایران جایگاهی نداشت و این شربتهای خنک در تابستان و دمنوشهای گرم (مانند دمنوش بادرنجبویه) در زمستان بودند که وظیفه میزبانی را بر عهده داشتند. شربتخانه در این عصر، نمادی از عزم حکومت صفوی در خدمت به مذهب بود و پذیرایی در آن جنبهای تشریفاتی و نیمهعمومی داشت. (2)
عصر قاجار: انقلاب چای و ظهور «آبدارخانه مبارکه»
با ورود چای به ایران در اوایل دوره قاجار و همهگیرشدن آن در اواسط این عصر به عنوان نوشیدنی متعارف، ساختار شربتخانهها دچار تحول شد. واژه «آبدارخانه» در اسناد این دوره به تدریج جایگزین شربتخانه شد. چای به دلیل سهولت در تهیه و ماندگاری، به سرعت جای شربتهای پرهزینه و زمانبر صفوی را گرفت.
در «اسناد مدیریت بازرسی آستان قدس در دوره قاجار»، به خرید سماورهای برنجی بزرگ ساخت روسیه و استکانهای کمرباریک تراشخورده اشاره شده است. این نشاندهنده ورود تکنولوژی جدید پذیرایی به حرم است. (3)
آبدارخانهها در فضاهای جانبی صحن عتیق (انقلاب فعلی) مستقر بودند. وظیفه خادمان این بود که به صورت شبانهروزی پای سماور بنشینند و به زائرانی که پس از ماهها پیادهروی با کاروان به حرم میرسیدند، چای تازه دم بدهند. در این دوره، چاینوشیدن در حرم به بخشی از آرامش پس از سفر تبدیل شد. (4)
دوره پهلوی؛ نظم اداری و محدودشدن پذیرایی عمومی
دوره پهلوی، بهویژه با روی کار آمدن رضاخان، دوران چالشبرانگیزی برای نهادهای سنتی بود. با رویکرد تمرکزگرایی اداری، بسیاری از واحدهای خدماتی سنتی که روالی مردمی داشتند، تحت فشار قرار گرفتند.
در این دوره، تلاش شد تا نظم اداری جایگزین ساختارهای قدیمی خادممحور شود. بسیاری از آبدارخانههای کوچک صحنها که حالتی سنتی داشتند، با برچسب غیربهداشتی یا سد معبربودن، جمعآوری شدند. (5)
در همین برهه بود که پذیرایی عمومی از حالت پراکنده در صحنها خارج و به «کارخانه زوّاری» یا همان مهمانسرای حضرتی منتقل شد. پذیرایی چای در داخل صحنها به شدت محدود شد و تنها به اتاقهای کشیک خادمان منحصر گشت. این اقدام، اگرچه با ادعای ارتقای بهداشت انجام شد؛ اما میان زائر و آن سنت پذیرایی صمیمی و در دسترس، فاصله انداخت. در واقع، در دوره پهلوی، چایخانه از یک «نهاد مردمی» به یک «واحد تشریفاتی» تبدیل شد. (6)
عصر حاضر؛ تحول و گسترش چایخانهها
پس از انقلاب اسلامی و به ویژه از اواخر دهه ۹۰ شمسی، الگوی میزبانی در حرم تغییر کرد. با الهام از فرهنگ حماسی و مردمی «موکبداری اربعین»، چایخانهها با شکوهی متفاوت به قلب صحنها بازگشتند. این بار چایخانه، یک انتخاب آگاهانه برای ایجاد نشاط معنوی بود.
اولین چایخانه به سبک جدید در صحن کوثر حرم رضوی افتتاح شد. (7) این حرکت، واکنشی به اشتیاق زائران برای تجربه حسی مشابه پیادهروی اربعین در محیط حرم بود. به ویژه که در چند سال اخیر در ایام اربعین یک پیادهروی خودجوش مردمی با عنوان جاماندگان اربعین، از تربت حیدریه به سمت حرم رضوی انجام میگیرد.
در مستندات تخصصی حرم رضوی، بر طراحی هشتضلعی این بناها تأکید شده است. این فرم معماری یادآور سقاخانههای قدیمی است. استفاده از کاشیکاریهای معرق با اشعاری نظیر «یک استکان چای به نیت شفا»، فضایی را ایجاد کرده که زائر در آن احساس حضور معنوی میکند. (8)
تبرّکجستن مردم، عامل تداوم چایخانهها
یکی از کلیدیترین مفاهیم در تبارشناسی این نهاد، پیوند آن با اعتقادات قلبی مردم درباره «تبرک» و «شفایافتن» است. چای در حرمهای مطهر، نهتنها برای رفع خستگی که به نیت شفایافتن نوشیده میشود. زائر معتقد است چای حرم، چون با نام این آستان تهیه شده، واجد شفابخش است. (9)
در آرشیو تاریخ شفاهی آستان قدس (10)، داستانهای متعددی از زائرانی ثبت شده است که استکان خالی چای را به نیت شفا به صورت میکشند یا قند تبرکی را برای بیماران خود به سوغات میبرند. این اعتقاد، چایخانه را به یک «دارالشفا»ی معنوی در ذهن مردم تبدیل کرده و یکی از دلایل بقای این سنت معنوی است.
اگر روزی، توفیق حضور در این قطعه از بهشت را پیدا کردی و چشمت به دودِ ملایم اسفند و بخارِ برخاسته از کتریهای بزرگ افتاد، تنها به تماشای معماری هشتضلعی یا ثبت یک عکس یادگاری بسنده نکن. استکانت را با نیت بردار. اینجا دارالشفا است.
منابع:
- 1. کتاب «فهرست مستند اسناد دفتری آستان قدس رضوی» (جلد اول، ص ۱۱۲-۱۲۰)
- 2. عطاردی، عزیزالله؛ تاریخ آستان قدس رضوی؛ جلد ۲، انتشارات عطارد، ص ۸۴۰-۸۶۵
- 3. آرشیو مرکز اسناد آستان قدس رضوی؛ مجموعه اسناد شربتخانه (کد بازیابی ۵۶۷-آ) ، سند شماره ۲۴۵۶/ق، ص ۸
- 4. مؤتمن، علی؛ بنیادهای آستان قدس رضوی؛ چاپ ۱۳۴۸، ص ۱۸۰-۲۱۰
- 5. مجموعه بخشنامههای اداری آستان قدس (۱۳۲۰-۱۳۴۰) - ص ۷۸-۸۵
- 6. کتاب «مشهد در آغاز قرن چهارده خورشیدی» نادره سیدی – نشر قلم - (ص ۱۱۲-۱۱۸)
- 7. سالنامه فعالیتهای آستان قدس رضوی ۱۳۹۹ (ص ۴۵-۵۵)
- 8. مدیریت پژوهش آستان قدس؛ پیوست فرهنگی چایخانههای رضوی؛ نسخه ۱۳۹۹، ص ۱۰-۳۰
- 9. کتاب «جامعهشناسی زیارت» - دکتر محمدرضا جوادی یگانه - ص ۱۶۷-۱۸۰
- 10. آرشیو تاریخ شفاهی آستان قدس رضوی - کاست شماره ۳۱۲
- 11. ناصر الشریعه؛ تاریخ قدیم قم؛ ص ۱۹۰-۲۱۰