هانیه کثیری
لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
دولت اسدالله علم، نخستوزیر وقت ایران، در شانزدهم مهرماه سال ۱۳۴۱ لایحهای را به تصویب رساند با عنوان «انجمنهای ایالتی و ولایتی». مفاد این لایحه از سه جهت حائز اهمیت بود: نخست، شرط مسلمانبودن از رأیدهندگان و نامزدهای انتخاباتی حذف میشد. دوم، افراد غیرمسلمان میتوانستند در مراسم تحلیف به جای قرآن به کتاب آسمانی خود سوگند یاد کنند. سوم، هیچ مانع شرعی یا قانونی برای حضور زنان به عنوان رأیدهنده یا نامزد در نظر گرفته نشده بود. این مصوبه در بستر موسوم به «انقلاب سفید» و مجموعه اصلاحاتی شکل گرفت که قرار بود چهره اجتماعی و اقتصادی ایران را دگرگون کند.
زیربنای نظری لایحه انجمنها
برای آنکه موضع امام خمینی در قبال حق رأی زنان در آن مقطع تاریخی قابل درک شود، ناگزیر باید به فضای بینالمللی و اهداف پنهان این اصلاحات نظر افکند. در اوایل دهه شصت میلادی، ایالات متحده با بهرهگیری از نظریهپردازی به نام «روستو» طرحی نو برای تسلط بر کشورهای جهان سوم درانداخته بود. این طرح به جای تکیه بر ابزارهای نظامی، بر دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی در کشورهایی که بستر ناآرامی داشتند، استوار بود. هدف غایی این دگرگونیها چیزی جز تأمین نیروی کار ارزان برای صنایع غرب و سستکردن بنیان خانواده در جوامعی مانند ایران نبود. از این منظر، «حق رأی زنان» در این بسته، نه یک حق انسانی اصیل، بلکه اهرمی برای گشودن راه ورود زنان به بازار کار و گسستن پیوندهای دینی جامعه محسوب میشد.
این الگو تازه نبود. غرب، در جریان انقلاب صنعتی نیز برای تأمین نیروی کار ارزان، زنان را به کارخانهها کشاند؛ اقدامی که حاصلی جز فرسودگی جسمی، فروپاشی خانوادهها و افزایش آسیبهای اجتماعی چون استثمار و بیهویتی نداشت. همین پیامدهای تلخ بود که بعدها به بروز موجهای اعتراضی و جنبشهای فمینیستی انجامید؛ جنبشهایی که معترض به نظام استثماری بودند. رژیم پهلوی این برنامهها را در لفافهای اصلاحطلبانه دنبال میکرد؛ اما امام خمینی (ره) بیدرنگ دریافت لایحهای که شرط اسلام را از گردونه تصمیمگیری سیاسی حذف میکرد نه در مسیر آزادی، که در جهت وابستگی و زدودن هویت ایرانی-اسلامی گام برمیدارد.
مخالفت امام خمینی با لایحه انجمنها
امام خمینی (ع) در تاریخ نهم آذر ۱۳۴۱ در قم، (1) این لایحه را نه یک اقدام اصلاحی، بلکه توطئهای آشکار از سوی اجانب و عمال آنان دانست. ایشان تأکید کرد که دولت با علمای اسلام حیله میکند و میخواهد با الغای شرط اسلام از رأیدهندگان و انتخابشوندگان، مقدرات مسلمین را به دست غیرمسلمانان -به ویژه یهودیان و بهاییها- بسپارد. از نگاه امام، این نقشهای بود برای از میان بردن قرآن و نوامیس مسلمین. امام خمینی با صراحت اعلام کرد که اجانب به فکر نابودی ایران و کشورهای اسلامی افتادهاند و جز قرآن مانعی در برابر خود نمیبینند. به همین دلیل، عمّال خود را وادار کردهاند تا به هر حیلهای که شده قرآن را از میان ببرند. ایشان مردم را به بیداری فراخواند و گفت که این خطر آنچنان بزرگ است که هر کس این سخنان را میشنود، وظیفه دارد به دیگران نیز هشدار دهد تا دولت بداند که ملت ایران هرگز حاضر نیست استانهای کشور را تحت تصرف یهودیان و بهائیان ببیند.
چرایی مخالفت امام خمینی با رای زنان
بنابراین مخالفت امام خمینی در آن دوره با حق رأی زنان، هرگز یک موضع ساده و تکلایه نبود؛ بلکه حاوی لایههای عمیق معنایی است. در اندیشه امام خمینی، حفاظت از کرامت زنان درست همتراز حفاظت از کیان اسلام قرار داشت. در نگاه ایشان کرامت زن و مقام انسان سازی وی در هم ترازی قرآن قرار دارد؛ قرآن کریم انسانساز است و زن نیز وظیفهی انسانسازی را بر عهده دارد. (2) امام صراحتاً تأکید میکرد که در نهضت اسلامی، زنان حقی بزرگتر از مردان دارند؛ چراکه آنان هستند که مردان شجاع را در دامان خود میپرورانند.
اگر زنان انسانساز از ملتی گرفته شوند، آن ملت به شکست و انحطاط دچار خواهد شد؛ زیرا زنان هستند که ملتها را تقویت میکنند. از این منظر، الغای شرط اسلام از حاکمیت و اعطای حق رأی ظاهری به زنان دو روی یک سکه بودند. مخالفت امام خمینی با الگوی «زن عروسکی» بود که برای زن ایرانی طراحی شده بود. (3) سرنوشت برخی از زنان که در آن دوره در دام سیاستهای پهلوی قرار گرفته بودند مؤید این نگاه دور اندیش امام خمینی است؛ روزنامه «اطلاعات زنان» در سال ۱۳۵۵ در گزارشی از سینمای آن روزگار، تصویری دقیق از این نگاه ابزاری ارائه داده بود. در آن گزارش آمده است که حضور زنان در فیلمها تنها به خاطر «مادهبودن» آنان بود؛ جاذبههای جنسی و صحنههای تحریککننده، مهمترین عنصر فیلمها را تشکیل میداد؛ اما هنر زن هیچ اصالتی نداشت و به حساب نمیآمد. سینما، کاملاً مردانه بود و برای زن کرامت انسانی قائل نمیشد. هیچ برنامهای برای آموزش یا پذیرش حرفهای زنان بازیگر وجود نداشت و تنها معیار، ویژگیهای بدنی آنان بود. این الگوی آزادی بود که شاه به اسم اصلاحگری وعده میداد!
بنابراین، هدف نهایی لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، نه فقط نقشه حذف اسلام از عرصه تصمیمگیری، بلکه طرحی برای زدودن هویت و کرامت زن ایرانی نیز نهفته بود. به همین جهت امام خمینی با تمام وجود در برابر آن طرح ایستاد؛ چرا که میدانست حفظ یک جامعهی اسلامی بدون تکریم جایگاه زنان ممکن نیست. امام خمینی در برابر شعار «آزاد مردان و آزاد زنان» شاه، این پرسش اساسی را مطرح کرد که مگر مردان در آن فضای اختناقآلود از آزادی برخوردار بودند که بحث آزادی زنان یا حتی اعزام آنان به سربازی مطرح شود؟ ایشان تأکید داشت که مخالفتش (4) با ترقی زنان نیست؛ بلکه با فساد و اقدامات غلطی است که در پوشش تجدّد و تساوی حقوقی از جنس سربازی اجباری به جامعه تحمیل میشد و در واقع همان هدفهای استثماری، فحشا و فروپاشی خانواده را به دنبال داشت.
تداوم نگاه تکریم به زن در پساانقلاب
همین اندیشه مکرمانه نسبت به زن که قبل از انقلاب با مخالفت حق رأی زنان پیگیری میشد پس از انقلاب با تأکید بر ضرورت مشارکت سیاسی زنان اعلام شد؛ بنابراین موضع امام خمینی در برابر حق رأی زنان یک تناقض اندیشه یا تغییر دیدگاه به حسب ملاحظات سیاسی نبود. به بیان رهبر شهید امام خمینی اولین کسی بود که جایگاه زن را شناخت: «امام نقش زنان را فهمید؛ والّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمی که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود.» (5)
بنابراین ایشان همواره بر حضور سیاسی زنان تاکید میکرد:
ـ اسلام، زن را مثل مرد در همه شئون، در همه شؤون، همانطوری که مرد در همه شئون دخالت دارد، زن هم دخالت دارد... زنها مقام کرامت دارند.. (6)
و حتی حضور و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را مایه مباهات و افتخار و تعالی کشور اسلامی ایران میدانستند :« ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.» (7)
بنابراین نظر امام راحل در مورد حق رأی زنان را باید در چارچوب دفاع ایشان از کرامت زنان فهمید؛ چه در برابر هجمه تجدد غربی، چه در مقابل خوانشهای تنگنظرانه از دین. از این منظر، نه تنها تناقضی در موضع امام دیده نمیشود، بلکه مخالفت پیش از انقلاب و موافقت پس از آن، هر دو در جهت حفظ کرامت زنان و متناسب با دو موقعیت متفاوت معنا پیدا میکنند.
منابع:
- 1ـ سخنرانی در جمع اصناف و بازاریان تهران و طلاب حوزه علمیه، 9 آذر 1341
- 2ـ سخنرانی در مدرسۀ فیضیه، ۱3 اسفند 1357
- 3ـ صحیفه، جلد 3، ص 472
- 4ـ صحیفه ج ۱ ، ص 305
- 5ـ بیانات در سومین نشست اندیشههای راهبردی 14 دی 1390
- 6ـ صحیفه امام جلد 6، ص. 301 و 300
- 7ـ صحیفه امام؛ ج 21، ص 397-398