جعفرعلیخانی
تفریح و سرگرمی در عصر قاجار
در عصر قاجار، «تفریح و سرگرمی» نسبتی با علایق مذهبی_حماسی و پیوندهای طایفهای مردم برقرار کرده بود. کانونهای اصلی نشاط جمعی، فضاهایی مانند میادین، قهوهخانهها، زورخانهها و تکیهها بودند. نقّالی و پردهخوانی در قهوهخانهها، رسانهای برای انتقال اخلاق، حماسه و مذهب به جامعه و مردم محسوب میشدند. مردم در این فضاها با پهلوانان شاهنامه یا وقایع مذهبی پیوند میخوردند و نوعی لذت معنوی و حماسی را تجربه میکردند که از هرگونه آلودگی بصری یا اخلاقی تهی بود.
معرکهگیران در میادین شهر، با نمایشهای پهلوانی یا تردستیهای ساده، ساعتها مردم را از لایههای مختلف اجتماعی گرد هم میآوردند. در این دوران، اگرچه فاصله طبقاتی مشهود بود؛ اما در ساحت تفریح عمومی، نوعی وحدت دیده میشد. سرگرمیها عمدتاً بیرونی و جمعی بودند. نظارت اجتماعی که توسط ریشسفیدان و افراد مذهبی محله اعمال میشد، اجازه نمیداد فضا به سمت ابتذال یا رفتارهای ناهنجار حرکت کند. هرچند سرگرمیهای متنوعی در دسترس مردم نبود و حتی برخی سرگرمیها مثل سینما فقط مخصوص درباریان بود. (1)
تفریح و سرگرمی در عصر پهلوی
با شروع سلسله پهلوی و بهویژه در دوران پهلوی دوم، سرگرمی به مدل تجارتمحور تغییر ماهیت داد. دولت وقت سعی کرد الگوهای غربی را بدون درنظرگرفتن ریشههای فرهنگی جامعه ایرانی، در بطن شهرها تزریق کند. خیابان لالهزار که زمانی مهد تماشاخانههای هنری بود، به تدریج به کانونِ کابارهها و فضاهای کدر تبدیل شد. (2)
در این دوره، فساد و فحشا به صورتهای مختلف، جامعه را فرا گرفت و حکومت هم علاوهبر اینکه ممانعتی ایجاد نمیکرد؛ با وسایل مختلف به آن دامن میزد. قمارخانههای مجهز و کازیونهای شبانهروزی وابسته به دولت، همیشه دایر بود و پولهای بهدست آمده از نفت در آنجا صرف میشد. (3) تفریح در این دوره، «زن» را ابزار سرگرمی قرار داد و این باعث شد که بدن انسانی به مثابه کالایی برای تجارتِ نشاطِ کاذب در نظر گرفته شود. کابارهها و کافههای شبانه و خانههای توزیع مواد مخدر، به فضایی تبدیل شدند که تحت نظارتِ باندهای خاص و با حمایتهای غیررسمی دولت، به ترویجِ الگوهای رفتاریِ مخرب میپرداختند.
بهطور مثال مامور ویژه ساواک در گزارش خود به نقل از مدیر کاباره شکوفه نو، چنین مینویسد: «من مجبورم چند نفر از رقاصههای خارجی را که برای اجرای برنامه به ایران میآورم در اختیار رئیس اداره اماکن شهربانی بگذرام و بعضی اوقات هم آنها را به دربار برده و به شاهپورها معرفی کنم. بیش از همه شاهپور محمود رضا و شاهپور حمیدرضا (برادران محمدرضا) در معاشرت با زنان کاباره افراط میکنند.» (4)
یکی از عمیقترین آسیبهای این دوران، نفوذ این فرهنگ در صنعت سینما بود. فیلمفارسی و سینمای به اصطلاح آبگوشتی که مروّج چاقوکشی و مشروبخواری و روابط نامشروع بود، بازوی اجراییِ سیاستی بود که میکوشید قهرمانِ اصیلِ ایرانی را با یک شخصیتِ لمپن و بیگانه با ارزشهای اخلاقی جایگزین کند. نمایش عریانِ ابتذال در این فیلمها، با هدفِ عادیسازی فساد در لایههای میانی جامعه صورت میگرفت.
درحالیکه بخش بزرگی از جامعه به دلیل باورهای مذهبی از حضور در این فضاها امتناع میکردند؛ طبقه حاکم با تخصیص بودجههای کلان و اعطای مجوز به مراکز قمار و خوشگذرانیهای نامشروع، گسست عمیقی میان نشاط رسمی و اخلاق عرفی ایجاد کرد. سرگرمی در این عصر، ابزاری برای بیحسکردن جامعه نسبت به مسائل کلان سیاسی و اجتماعی بود؛ نوعی مخدّرِ فرهنگی که در پسِ قِر کمر رقاصهها و ابتذال سینمایی، سقوطِ ارزشهای انسانی را پنهان میکرد. (5)
عدم عدالت در توزیع فضاهای تفریحی نیز مکمل این فساد ساختاری بود. درحالیکه مراکز مجهز و لوکس تفریحی در شمال شهر به کانونهای خاص اختصاص داشت. محلات پرجمعیت و محروم، تنها از میان انواع سرگرمیها، به مراکزِ عرضه مواد مخدر و بارهای سطح پایین دسترسی داشتند. این ناترازی، سرگرمی را به عاملی برای ازخودبیگانگی و تخریبِ اراده جوانان تبدیل کرده بود. تفریح در این دوره، مسیری را طی کرد که در آن زرقوبرقِ ویترینی برای طبقه مرفه و ابتذال و فسادِ ارزان برای توده مردم در نظر گرفته شده بود تا سازمانِ اخلاقی جامعه از درون تهی شود. (6)
تفریح و سرگرمی در انقلاب اسلامی
با وقوع انقلاب اسلامی، نخستین گام در حوزه سرگرمی، پاکسازی فضا از نمادهایی بود که با هویت و اخلاق عمومی در تضاد بودند. حذف مراکز فسادانگیز، به معنای حذف نشاط نبود؛ بلکه آغازی برای بازتعریف آن بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی بود. در دهههای اخیر، ایران شاهد یک جهش بیسابقه در توسعه زیرساختهای تفریحی عمومی بوده است که هدف آن، تبدیل سرگرمی از یک کالای لوکس و گاه آلوده در دورههای پیشین، به یک حق عمومی، شفاف و خانوادهمحور است. (7)
در حوزه ورزش، تحول پس از انقلاب توانست ورزش را از انحصار باشگاههای اشرافی و محیطهای خاص مثل کلوپ شاهنشاهی (باشگاه انقلاب) خارج کند. (8 ) ایجاد ایستگاههای تندرستی در هزاران پارک و ساخت سالنهای ورزشی الزهرا (س) در دل محلات محروم، الگوی جدیدی از سرگرمی را ارائه داد که بر جسم سالم و روحیه جمعی استوار است. این تغییر، پادزهری برای آن دست از سرگرمیهای فرسایشی دوران گذشته بود که به جای تحرک و نشاط واقعی، رخوت و آسیبهای پنهان اجتماعی را به همراه داشتند.
علاوهبر این، پیوند میان تفریح و آموزش، یکی از دستاوردهای مهم سالهای اخیر است. مجموعههایی نظیر باغ کتاب تهران،رصدخانه ملی و باغموزههای دفاع مقدس و پارکهای علمی کودک و نوجوان، مفاهیم تاریخی و علمی را در قالب بازی و سرگرمی به نسل جدید منتقل میکنند. (9) پروژههای مدرن شهری نظیر پل طبیعت و دریاچه چیتگر نمونههای موفقی از معماریِ انسانمحور هستند که تفریح را با آرامش بصری پیوند زدهاند.
بلوغِ فراغت و سرگرمی در سیر تاریخی
سیر تحول سرگرمی در ایران از دوران قاجار تا به امروز، حکایت از یک منحنیِ تاریخی دارد. ما از یک نشاط سنتی و محدود، به یک دوران تفرقه فرهنگی و ابتذال ساختاری در عصر پهلوی عبور کردیم. انقلاب اسلامی با بازتعریف مفهوم فضا، سرگرمی را به صحنِ عمومی شهر آورد و آن را با مفاهیمی چون ورزش،کتاب، خانواده و طبیعت گره زد.
امروز، اگرچه هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب و تامین کامل نیازها فاصله داریم؛ اما جهتگیری اصلی بر مبنای سلامت و عدالت در دسترسی است. سرگرمیهای امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ معاصر، شفاف، امن و در خدمت تقویت نهاد خانواده است.
منابع:
- ۱. شهری، جعفر. طهران قدیم (جلد اول). تهران: انتشارات معین، ۱۳۸۳، ص ۱۱۲-۱۴۵.
- ۲. راوندی، مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران (جلد هفتم: تفریحات ایرانیان). تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۲، ص ۲۳۰-۲4۸.
- 3. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ص 121
- 4. دربار به روایت دربار – فساد اخلاقی – کوشکی – ص 50 تا 52
- 5. راوندی، مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران (جلد هفتم: تفریحات ایرانیان). تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۲، ص ۲48-۲۶۸.
- 6. میلانی، عباس. تجدد و تجددستیزی در ایران. تهران: نشر اختران، ۱۳۸۱، ص ۱۵۴-۱۷۸.
- 7. بهشتی، سید محمد. ایران؛ پیوستگی فرهنگ و محیط. تهران: روزنه، ۱۳۹۶، ص ۸۹-۱۲۰.
- 8. ازغندی، علیرضا. تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷). تهران: سمت، ۱۳۸۴، ص ۳۱۰-۳۳۵.
- 9. صلواتی، فضلالله. تحلیل ساختار تفریحات شهری در ایران معاصر. اصفهان: نشر دانشگاهی، ۱۳۹۲، ص ۲۱۰-۲۴۵.
- 10. مکی، حسین. تاریخ بیست ساله ایران (این منبع به طور پراکنده استفاده شده)