نویسنده: سعید امینی
از اعتراض بازار تا اغتشاش خیابان
دیماه 1404 آبستن حوادث سختی برای کشورمان بود. حوادثی که با اعتراضات بهحق شروع و با اغتشاشات و اقدامات تروریستی به پایان رسید. تمام مسئولان کشور اذعان دارند که اعتراضات بازاریان و مردم به خاطر مشکلات اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی بهحق و بهجا بوده است و قول بهبود اوضاع را دادهاند. از سوی دیگر منطق هر انسانی حکم میکند که «اعتراض» غیر از «اغتشاش» است. شخصی که اعتراض دارد دنبال بهبود و تغییر اوضاع است؛ اما هدف نهایی اغتشاشگر چیزی جز نابودی، تخریب و کُشت و کشتار نیست. همانند آنچه در در اغتشاشات 18 و 19 دی شاهدش بودیم و تلفات مادی و معنوی زیادی به کشورمان وارد شد و جانهای زیادی را از دست دادیم. تلفاتی که اگر دشمن میخواست با جنگ به کشورمان وارد کند، میبایست میلیاردها هزینه میکرد؛ اما با اغتشاشات بدون ریالی هزینه از جانب دشمن، در عرض دو روز و صرفا با دستنشاندگان و فریبخوردگان داخلی، کشورمان را به آشوب کشیدند و شد آنچه نباید میشد.
جنون خشونت در اغتشاشات دیماه
اما مسئلهای که در مورد اغتشاشات اخیر موجب حیرت تحلیلگران شده است، سطح بالای خشونت در بین اغتشاشگران در این دو روز بود. سطح تخریبها و خسارات به مساجد و ساختمانهای دولتی و اموال عمومی بهحدی بود که در نگاه اول به ویرانههای یک کشور جنگزده میماند. اغتشاشگران به انواع سلاحهای گرم و سرد مسلّح بودند. بدون هیچ رحمی نیروهای پلیس و امنیتی و بعضا مردم عادی را بهقصد کُشت مورد ضربوشتم قرار میدادند. عوامل نفوذی آمریکا و اسرائیل بهخوبی میدانستند که هرچقدر تعداد کشتهها زیاد باشد، برای حکومت ایران هزینههای سیاسی و بینالمللی بیشتر میشود. موضوعی که تحلیلگران داخلی و خارجی از آن بهعنوان پروژۀ کشتهسازی در اغتشاشات توسط سرویسهای جاسوسی موساد و سیا نام میبرند.
رضاپهلوی عامل خشونت و تخریب گسترده
از رضا پهلوی بهعنوان مهمترین لیدر این اغتشاشات یاد میشود. چراکه او با حمایت رسانههای اسرائیلی فراخوان اغتشاشات دیماه را صادر کرد. وقتی خبرنگار خارجی از او درباره کشتهشدن مردم در پی فراخوانهای او سوال میکند، او پاسخ میدهد که «کشتهشدن»، بخشی از مبارزه است. البته ناگفته نماند که خود او چند سال پیش در مصاحبهای دیگر، صراحتا اعلام میکند که حاضر نیست بهخاطر مردم ایران و مبارزه با حکومت، از آزادی و رفاه خود در آمریکا بگذرد؛ اما همین آدم میگوید مردم به خیابان بروند و کشته شوند تا من به حکومت برسم و همه اینها را از عوارض طبیعی مبارزه نامگذاری میکند!
در گفتههای رضا پهلوی دیده نمیشود که او طرفداران خود را از خشونت و آسیبرساندن به اموال عمومی و دولتی و حتی اموال شخصی مردم منع کرده باشد. همین مسئله، انسان عاقل را به فکر فرومیبرد که او واقعا بهدنبال چیست؟ اگر او بهراستی بهدنبال تحوّل و انقلاب باشد، کشور آسیبدیده و تخریبشده به چهکار او میآید؟ آیا به جز این است که بر فرض تغییر حکومت، حکومت بعدی برای زمامداری امور به همین اموال دولتی و عمومی نیاز دارد؟ چگونه میشود که او ملتمسانه از آمریکا و اسرائیل میخواهد علیه ایران اقدام نظامی کنند؟ درواقع اینجاست که باید در نیت او شک کرد.
نهی امام خمینی پیرامون تخریب اموال و تعرض به مردم در انقلاب 57
در انقلاب سال 57، مردم ایران بدون دخالت دولتهای خارجی و بدون مبارزه مسلحانه و خشونت، توانستند آخرین شاه پهلوی را مجبور به ترک ایران کنند، درنتیجه براندازی حکومت پهلوی صرفا از طریق اتحاد مردم برای راهپیمایی و اعتصابات سراسری اتفاق افتاد. البته ناگفته نماند که گروههای مارکسیست، از سالها پیش مبارزۀ مسلحانه با حکومت پهلوی را شروع کرده بودند؛ اما آنها پشتوانۀ مردمی نداشتند و حساب مردم انقلابی به رهبری امام خمینی کاملا از آنها جداست. متنی که در زیر میخوانید پیام امام خمینی خطاب به مردم ایران است که در 20 دی 1357 در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده. زمانی که هنوز شاه در ایران حضور داشت و هنوز انقلاب مردم علیه حکومت پهلوی پیروز نشده بود.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام و تحیت به عموم ملت ایران ايدهم الله تعالى
مطالبی از ایران میرسد که از توطئهای خطرناک حکایت میکند. گفته میشود اعلامیههایی بدون امضاء در تهران و شهرستانها منتشر میشود و اشخاص بسیاری را به اسم ساواکی و یا عمّال شاه تهدید به قتل میکنند و خانههایی را با همین بهانهها سوزانده و به زن و فرزندان آنان اهانت نموده و آزار دادهاند. بهطوری که از ایران اطلاع دادهاند، اعمالی برخلاف اسلام و انصاف بدون رعایت حقوق شرعی انجام میگیرد که شاهد بر آن است که دستهای ناپاکی در کار است که با هرجومرج و ایجاد رعب و وحشت، نهضت مقدس اسلامی را متهم نموده و خداینکرده به شکست بکشند. ملت محترم ایران باید بداند که دیانت مقدس اسلام، جان و مال انسانها را محترم شمرده و تجاوز به آن را از محرمات عظیمه میداند و کسانیکه دست به این نحو جنایات زده و موجب ارعاب مردم میشوند، به نظر میرسد از جناحهای منحرفی باشند که میخواهند در پناه هرجومرج، یا شاه را حفظ کنند و یا کشور را با ایجاد کودتای نظامی به تباهی بکشند. مردم مسلمان ایران در مبارزات بهحق خود از این روشهای غیرانسانی استفاده نمیکنند و موظف شرعی هستند که به اعلامیههای مشتمل بر قتل و غارت و اعلامیههای بیامضاء بههیچوجه ترتیب اثر ندهند و از اشخاصی که میخواهند به خانههای مردم تجاوز کنند و آتشسوزی نمایند، جلوگیری نمایند که به نظر میرسد توطئهای در دست اجراست که باید از آن جلوگیری کرد.
ملت شریف در تهران و شهرستانها و قصبات، به راهپیمایی و تظاهرات و اعتصابات خود ادامه دهند تا این توطئه با رفتن شاه خنثی شود. بر حضرات علمای اعلام ایران است که مردم را با اطلاعیهها بیدار کنند و آنان را به وظایف شرعیۀ خود، آگاه نمایند که مجازات اشخاص جنایتکار و مجرم بعد از اثبات جنایت با محاکم صالحه است؛ نه با اشخاص متعارف. از خداوند تعالی قطع دست جنایتکاران را خواستارم.
والسلام عليكم ورحمة الله روح الله الموسوى الخميني

تفاوت انقلاب با اغتشاش
اینجاست که تفاوت انقلاب 57 مردم ایران با اغتشاشات و اقدامات تروریستی دیماه 1404 مشخص میشود. این نگاه منطقی و اصولی امام خمینی به مسائل پیرامون انقلاب بود که پیروزی آن را تضمین کرد، همان چیزی که در لیدر این اغتشاشات دیده نمیشود. در انقلاب 57 برای رهبر انقلاب حفظ جان و اموال مردم و کشور مهم بود. او هر گونه اقدامی را که منجر به ترس و ارعاب مردم و قتل و خشونت و غارت شود را مردود میشمرد و از آن منع میکرد. او حتی از به کار بردن اقدامات خشونتآمیز نسبت به افرادی که با حکومت پهلوی و یا ساواک خط و ربط داشتند نیز ممانعت میکند و از مردم میخواهد که مجازات آنها را بعد از اثبات جنایت به دست محاکم صالح بسپارند.