جایگاه زن در حکومت پهلوی
آن روز که شاه در مصاحبه، از ناتوانیِ زنان در کارهای بزرگ یا حتی آشپزی حرف زد، شاید تصورش را هم نمیکرد که دارد پرده از بزرگترین پارادوکسِ حکومتش برمیدارد. در روایتِ رسمیِ پهلوی، زن قرار بود ویترینِ جامعه مدرنشده باشد؛ اما اولین و آخرین وزیر زن حکومت پهلوی، جایگاه واقعی زن را در آن دوره برملا میکند.
دادشاه
فروردین ۱۳۳۶؛ تنگه سرخه. در سکوتِ ترسناک بیابانهای بلوچستان، صدای چند شلیک، محاسباتِ راهبردی یک کشور را به هم ریخت. وقتی جسدِ «کوین کارول»، رئیسِ اصلِ چهارِ ترومن در کرمان پیدا شد، تهران عملیات گستردهای را آغاز کرد. اما چرا مرگِ یک مأمورِ خارجی، پایِ یک عملیات نظامی گسترده را به کوههای دورافتاده جنوب کشید؟ آیا «دادشاه» یک یاغیِ ساده بود، یا خروش بر علیه شکافی که قرار بود توسعه آمرانه، در تنِ ایرانِ آن روز ایجاد کند؟ بیایید این پرونده غبارگرفته را ورق بزنیم.
مقایسه اصلاحات ارضی و جهاد سازندگی
توسعه در ایران، همواره عرصه تقابل الگوهای وارداتی و مدلهای بومی بوده است. روستا، به عنوان کانون تولید سنتی، در دو مقطع حساس یعنی دهه چهل و دهه شصت شمسی، شاهد دو جرّاحی بزرگ ساختاری بود. اولی، «اصلاحات ارضی» که بخشی از دکترین نوسازی غربگرا بود و دومی، «جهاد سازندگی» که از بطن انقلاب اسلامی برآمد. مطالعه تطبیقی این دو نشان میدهد که چگونه تفاوت در مبانی فکری، منجر به نتایج کاملاً متضاد در سطح جامعه و اقتصاد ملی شده است.